موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧٩ - فصل در بيان علم قبل از ايجاد است
طبيعى نيست كه مواد موجوده را با هم تركيب و تفصيل كنند، مثل نجار كه در ماده موجوده تغييراتى مىدهد و تركيب و تفصيلى مىدهد، و چون بنّاء كه تركيب مواد موجوده را مىكند، بلكه حق تعالى فاعل الهى است كه اشياء را به نفس اراده بدون سابقه موجود مىكند و نفس علم و ارادهاش علت ظهور و وجود اشياء است؛ پس دار تحقق در حيطه علم اوست و به اظهار او از مكامن غيب هويت ظاهر شود: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ [١].
گويند: صفحه اعيان نسبت به ذات مقدس حق- جلّ جلاله- مثل نسبت اذهان است به نفس انسانى، كه به نفس اراده ايجاد كند و اظهار آنچه در غيب هويت است نمايد [٢]. پس جميع دايره تحقق در حيطه علم است و از آنجا ظاهر گردد و بدانجا عود كند: ف إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [٣].
و به بيان واضحترى، علم به سبب و علت تامّه شىء مستلزم علم به شىء است؛ مثلًا منجّم كه علم به خسوف و كسوف در ساعت فلان و روز فلان پيدا مىكند، به واسطه علم به اسباب است، زيرا كه حركات شمس و قمر و ارض را ضبط نموده و با ضبط حركاتْ وقتِ فاصله شدن زمين را بين شمس و قمر و فاصله شدن قمر را بين زمين و شمس به دست مىآورد، و اگر ضبطش صحيح باشد ثانيهاى تخلف نكند. و چون جميع سلسله اسباب و مسبَّبات منتهى شود به ذات مقدس مبدأ المبادى، و حق تعالى علم به ذات خود كه سبب جميع موجودات مىباشد دارد، از حيث آنكه سبب است علم به مسبّبات نيز دارد.
و [از] اين وجوه مذكوره هر كس به حسب نشئه خود يكى را اختيار مىنمايد. و بعضى از آن از بعضى ديگر امتن و وافىتر است به تمام مقصد.
[١] «و كليدهاى غيب نزد اوست. جز او كسى بر آنها آگاه نيست». (الأنعام (٦): ٥٩)
[٢] كشف المراد، ص ٢٨٦.
[٣] «براستى ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم». (البقرة (٢): ١٥٦)