موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٩ - فصل در بيان مبادى محاسن اخلاق و مَساوى آن كه در ذيل وصيت رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- است
برساند. آرى، مىتواند، ولى نه به اين حالت سردى و خمودى و سستى و فتور و سهل انگارى كه در ماست، كه همه مىبينيد كه با هر خلق زشت و اطوار ناپسندى كه از اوّل طفوليت بزرگ شديم و با معاشرت و مؤانستهاى نامناسب تهيه كرديم تا آخر باقى مىمانيم، سهل است، روز بروز بر آن سربار مىكنيم و مىافزاييم. گويى گمان نداريم كه عالم ديگرى هست و نشئه باقيه ديگرى خواهد آمد- «واى اگر از پس امروز بود فردايى» [١]. و گويى كه دعوت انبيا و اوليا- عليهم السلام- به ما هيچ مربوط نيست. و معلوم نيست ما با اين اخلاق و اعمال به كجا مىرسيم و با چه صورتى محشور مىشويم. يك وقت تنبّه پيدا مىكنيم كه كار از دست ما خارج و حسرت و ندامت نصيب ماست، و غير از خود كسى را نتوانيم ملامت كنيم. انبيا- عليهم السلام- طريق سعادت را نشان دادند، و علما و حكما فرمايشات آنها را براى ما تفسير نمودند و طرق معالجه امراض باطنيه را بيان كردند، و با هر زبان ترجمه و با هر بيان تزريق نمودند، و به گوش ما فرو نرفت و چشم و گوش و قلب خود را از آن بستيم. پس، بايد ملامت به خود ما برگردد، چنانچه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- در اين حديث كه به شرح آن اشتغال داريم فرموده است. و اينقدر در اخبار و آثار سفارش اتصاف به مكارم اخلاق و اجتناب از مقابلات آنها شده است كه به ميزان نيايد، و ما حتى از مراجعه به كتاب آنها غفلت داريم.
هان اى عزيز، تو اگر با اخبار و احاديث سر و كار دارى، به كتب شريفه اخبار، خصوصاً كتاب شريف كافى، مراجعه كن؛ و اگر با بيان علمى و اصطلاحات علما سر و كارى دارى، به كتب اخلاقيه از قبيل طهارة الأعراق و كتب مرحوم فيض و مجلسى و نراقيان مراجعه كن؛ و اگر خود را از استفاده مستغنى مىدانى، يا اتصاف به اخلاق كريمه و احتراز از سيّئات اخلاقيّه را لازم نمىدانى، جهل خود را كه امّ الامراض است معالجه كن.
[١] «گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد/ آه اگر از پى امروز بود فردايى». (ديوان حافظ، ص ٦٢٧، غزل ٥٦٠)