موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٧ - فصل مراتب حضور قلب
فصل مراتب حضور قلب
] پس از آنكه معلوم شد كه حضور قلب در عبادات قلب و روح عبادات است و نورانيت و مراتب كمال آن بسته است به حضور قلب و مراتب آن، اكنون بايد دانست كه از براى حضور قلب مراتبى است كه بعضى از آن مراتب اختصاص دارد به اولياى حق، و دست ديگران از وصول به شاهق آن كوتاه است؛ ولى بعض مراتب آن براى سلسله رعيت نيز ممكن الحصول است. و بايد دانست كه حضور قلب به طريق كلى منقسم شود به دو قسمت عمده: يكى حضور قلب در عبادت؛ و ديگر حضور قلب در معبود.
و پيش از بيان اين مطلب لابديم از ذكر يك مقدمه. و آن اين است كه اهل معرفت گويند باب عبادات مطلقاً باب ثناى معبود است؛ منتها هر يك از آنها ثناى حق است به نعتى از نعوت و اسمى از اسماء مگر نماز كه ثناى حق است به جميع اسماء و صفات.
و در سابق بر اين، در شرح بعضى احاديث، ذكر شد [١] كه ثناى معبود از فطرياتى است كه جميع سلسله بشر بر آن مخمّرند و فطرت حكم به لزوم آن مىكند، و خاضع براى كامل مطلق و جميل مطلق و منعم مطلق و عظيم مطلق است. و چون كيفيت ثناى ذات مقدس را احدى نمىتواند كشف كند، زيرا كه آن فرع معرفت به ذات و صفات و كيفيت [ارتباط] غيب به شهادت و شهادت به غيب است و اين از براى كسى ميسور نيست جز از طريق وحى و الهام الهى، از اين جهت عبادات مطلقاً توقيفى است و موظف از جانب حق است و احدى از پيش خود حق ندارد تشريعى كند و عبادتى بتراشد. و آنچه از تواضع و احترامات در پيشگاه بزرگان و سلاطين معمول و متداول است، در آن پيشگاه مقدس ارجى و قيمتى ندارد. پس انسان بايد گوش و چشم را باز كند و از طريق وحى و رسالتْ كيفيت عبادت و عبوديت را اخذ كند و خود در آن تصرفى نكند.
و بعد از آنكه معلوم شد كه باب عبادات باب ثناخوانى معبود است، بدانكه حضور
[١] ر. ك: صفحه ٢٠٣- ٢٠٧، شرح حديث يازدهم.