موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٥ - فصل در بيان آنكه ذكر تام آن است كه حكمش به تمام مملكت سرايت كند
شيخ عارف كامل ما، جناب شاه آبادى- روحى فداه- مىفرمودند: شخص ذاكر بايد در ذكر مثل كسى باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده مىخواهد تعليم كلمه را كند: تكرار مىكند تا اينكه او به زبان مىآيد و كلمه را ادا مىكند. پس از آنكه او اداى كلمه را كرد، معلم از طفل تبعيت مىكند؛ و خستگى آن تكرار برطرف مىشود و گويى از طفل به او مددى مىرسد. همينطور كسى كه ذكر مىگويد بايد به قلب خود، كه زبان ذكر باز نكرده، تعليم ذكر كند. و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود. و علامت گشوده شدن زبان قلب آن است كه زبان از قلب تبعيت كند و زحمت و تعب تكرار مرتفع شود. اوّل زبانْ ذاكر بود و قلب به تعليم و مدد آن ذاكر شد، و پس از گشوده شدن زبان قلب، زبان از آن تبعيّت كرده به مدد آن يا مدد غيبى متذكر مىشود.
و ببايد دانست كه اعمال ظاهريه صوريه لايق مقام غيب و حشر در ملكوت نشوند، مگر آنكه از باطن روحانيت و لبابِ قلب به آن مددى رسد و او را حيات ملكوتى بخشد.
و آن نفخه روحى، كه خلوص نيت و نيت خالصْ صورت اوست، به منزله روح و باطن است كه به تبع آن جسد نيز محشور در ملكوت شود و لايق قبول درگاه گردد. و لهذا در روايات شريفه وارد است كه قبولى اعمال به قدر اقبال قلب است [١]. با همه وصف، ذكر لسانى نيز محبوب و مطلوب است و انسان را بالاخره به حقيقت مىرساند؛ لهذا در اخبار و آثار از ذكر لسانى مدح عظيم شده، و كمتر بابى مثل باب «ذكر» كثير الحديث است [٢]. و در آيات شريفه كتاب كريم نيز بسيار از آن مدح شده [٣]؛ گرچه غالب آنها منزَّل بر ذكر قلبى يا ذكر با روح است؛ ولى تذكر حق در هر مرتبه محبوب است.
و ما در اين مقام ختم كلام مىكنيم به ذكر چند حديث شريف براى تيمن و تبرك.
[١] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٢٦- ٢٦٧، باب ١٦، احاديث ١٨، ٢١، ٢٦، ٣١، ٤٨ و ٦٦؛ آداب الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ٤٨؛ سرّ الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ٣١.
[٢] ر. ك: وسائل الشيعة، ج ٧، ص ١٤٩، «كتاب الصلاة»، «أبواب الذكر»؛ بحار الأنوار، ج ٨٣، ص ٢٤٠، «بابالأدعية و الأذكار عند الصباح و المساء»، و ج ٩٠، ص ١٥٠، «أبواب الأذكار وفضلها».
[٣] الرعد (١٣): ٢٨؛ العنكبوت (٢٩): ٤٥؛ الحديد (٥٧): ١٦؛ الأحزاب (٣٣): ٤١ و ....