موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٩ - فصل در لقاءاللَّه و كيفيت آن است
صحيح است بيايد ان شاء اللَّه.
قوله: إنّا لَنَكْرَهُ الْمَوْتَ چون راوى موت را ملازم با لقاءاللَّه تصور كرد، يا مقصودش از لقاءاللَّه نفس موت [بود]، از اين جهت كراهت از موت را كراهت لقاءاللَّه تصور كرد و اين سؤال را كرد. و حضرت جواب داد كه مطلق كراهت ميزان نيست؛ بلكه وقت مردن كه مشاهده آثار ملكوت و عوالم ديگر مىشود ميزان است.
قوله: «لَيْسَ ذلِك حَيْثُ تَذْهَبُ» اين جمله تعبير مطابق با خود در فارسى ندارد؛ بلكه تعبير فارسى در اين مقام اين است كه گمانم رفت. يا گمان كردم. يا ذهنم رفت. و غير آن. و مقصود از اين تعبير عربى هم ذَهاب وَهم است. و در عربى اينطور تعبير بسيار است. بلكه تعبير متعارفِ «ذَهاب» و مشتقات آن، ذَهاب «وَهم» و «عقيده»، و امثال آنست [١]؛ چنانچه «مَذهب» نيز به همين معناست. و اين مبنى بر استعاره است؛ زيرا كه مأخوذ از ذهاب عينى و خارجى است.
قوله:
«عند المعاينة»
[معاينه] مصدر «مفاعله» است. و عَايَنْتُ الشَّيءَ عِيَاناً، إِذَا رَأَيْتَهُ بِعَينِكَ [٢]. و وقت احتضار و مرگ را «معاينه» گويند، براى آنكه آثار آن عالم را بالعيان مشاهده مىكند و چشم غيبى ملكوتى گشاده شود و شمّهاى از احوال ملكوت بر او كشف شود و معاينه بعض آثار و اعمال و احوال خويش را مىكند.
و بيان آنچه در حديث شريف به تناسب محتاج به ذكر است در ضمن چند فصل مىنماييم. وَعَلَى اللَّه التّكلانُ.
فصل در لقاءاللَّه و كيفيت آن است
بدانكه آيات و اخبار در «لقاءاللَّه» چه صراحتاً و چه كنايتاً و اشارتاً بسيار است، و اين مختصر گنجايش تفصيل و ذكر آنها را ندارد؛ ولى مختصر اشاره به بعض آنها
[١] ر. ك: الصحاح، ج ١، ص ١٢٩، ماده «ذهب»؛ القاموس المحيط، ج ١، ص ٧٢، ماده «ذهب».
[٢] «وعاينت الشيء عياناً إذا رأيته بعينك: و اين را در وقتى گويى كه آن چيز را با چشم خويش ديده باشى». (الصحاح، ج ٦، ص ٢١٧٢، مادّه «عين»)