موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٨ - حديث بيست و هشتم لقاء اللَّه
او دوست مىدارد ديدار خدا را در اين هنگام. و وقتى ببيند چيزى را كه كراهت دارد، پس نيست چيزى مبغوضتر پيش او از ديدار خدا؛ و خداوند خشم دارد ديدار او را"».
شرح: أَصْلَحَكَ اللَّه دعاى خير است. و در دعا لازم نيست كه طرف فاقد مضمون آن باشد، بلكه آن متعارف است گرچه مضمون حاصل باشد. پس دعاى به حضرت صادق- عليه السلام- به صلاح و سَداد، خارج از ميزان تعارف نيست؛ چنانچه «غَفَرَ اللَّه لَكَ» و «عَفا اللَّه عَنْكَ» نيز نسبت به آن ذوات مقدسه صحيح است. و بعضى آيه شريفه:
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ [١] را محمول به همين نمودند و گفتهاند: در قوّه آن است كه بفرمايد: غَفَرَ اللَّه لَكَ [٢]. و لازم نيست حصول مضمون ملحوظ باشد.
گرچه اين در آيه شريفه بعيد است. و ما در شرح يكى از احاديث سابقه بيان آن را كرديم [٣]. ولى اصل اين مطلب كه در اين انشائات حصول مضمون به حسب واقع غالباً ملحوظ نيست صحيح است.
لقاء، به فتح لام و كسر آن، مصدر «لَقِيَ» بر وزن «رَضِيَ» مىباشد؛ چنانچه لِقاءَةً و لِقايَةً و لِقيّاً و لِقْياناً و لِقْيانَةً، به كسر لام همه، و لُقيّاً و لُقىً و لُقْياناً و لُقْيَةً و لُقْيانَةً به ضمّ لام همه، مصدر آن هستند، و به معنى رؤيت و ديدارند [٤]. و پس از اين بيان معنى «لقاءاللَّه» مىآيد به مقدار تناسب اين اوراق.
و أَبْغَضَ از باب «افعال» است. و «بَغُضَ»- چون كَرُمَ وَنَصَرَ وَفَرِحَ- بَغاضَةً، فهو بَغيضٌ، ضد حبّ است؛ و «بغْضَة وبَغْضاء» شدت آن است [٥]. بالجمله، حبّ و بغض از صفات نفسانيه است متقابل با هم. و حقيقت آنها وجداناً واضح است، چون ساير وجدانيات و صفات نفسانيه كه حقايق ذاتياتشان واضحتر است از شرح مفهوم آنها. و بيان آنكه نسبت حبّ و بغض به ذات مقدس حق با چه اعتبار
[١] «تا خداوند از گناهان گذشته و آيندهات در گذرد». (الفتح (٤٨): ٢)
[٢] ر. ك: صفحه ٣٧٨؛ تنزيه الأنبياء، ص ١٩٣؛ مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٩.
[٣] ر. ك: صفحه ٣٧٣، شرح حديث ٢١.
[٤] القاموس المحيط، ج ٤، ص ٣٨٩، ماده «لقيه».
[٥] القاموس المحيط، ج ٢، ص ٣٣٧، ماده «بغض».