موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٧ - فصل در بيان آنكه انسان در ابتداء امر حيوان بالفعل است
قبيل كذب و خديعه و نفاق و نميمه و ساير شيطنتهاى ديگر نيز به كار مىبرد؛ و با همين سه قوّه، كه اصول مفسدات و مهلكات است، ترقى كند؛ و اينها نيز در او نموّ و ترقى روزافزون نمايند. و اگر در تحت تأثير مربى و معلمى واقع نشود، پس از رسيدن به حد رشد و بلوغ يك حيوان عجيب و غريبى شود كه در هر يك از شؤون مذكوره گوى سبقت از ساير حيوانات و شياطين ببرد، و از همه قوىتر و كاملتر در مقام حيوانيت و شيطنت شود. و اگر بر همين حال روزگار بر او بگذرد، و جز تبعيت هواىِ نفس در شؤون ثلاثه نكند، هيچيك از معارف الهيه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه در او بروز نكند؛ بلكه جميع انوار فطريه او نيز خاموش گردد.
پس، تمام مراتب حق كه از اين سه مقام كه ذكر شد، يعنى معارف الهيه و اخلاق و ملكات فاضله و اعمال صالحه، خارج نيست، زير پاى هواهاى نفسانيه پايمال گردد، و متابعت از تمايلات نفسانيه و ملايمات حيوانيه نگذارد در او حق به هيچيك از مراتب جلوه كند، و كدورت و ظلمت هواى نفس تمام انوار عقل و ايمان را خاموش كند، و ولادت ثانويه، كه ولادت انسانيه است، از براى او رخ ندهد؛ و در همان حال بماند و ممنوع و مصدود از حق و حقيقت شود تا آنكه از اين عالم با همين حال رحلت كند. و در آن عالَم، كه كشف سريره شود، خود را جز حيوان يا شيطانى نيابد، و از انسان و انسانيت اصلًا يادى نكند؛ و در آن حال در ظلمتها و عذابها و وحشتهاى بىپايان بماند تا خداى تعالى چه خواهد.
پس، اين حالِ تبعيت كامل است از هواى نفس، كه منع كامل كند از حق. و از اينجا مىتوان فهميد كه ميزان باز ماندن از حق متابعت هواى نفس است؛ و مقدار بازماندن نيز متقدر شود به مقدار تبعيت. مثلًا اگر به واسطه تعليم انبيا و تربيت علما و مربيان، مملكت انسانيت اين انسان كذايى، كه در اوّل ولادت با آن سه قوّه همآغوش بود و با ترقى و تكامل او آنها نيز ترقى و تكامل مىكردند، در تحت تأثير تربيت واقع شد، و كم كم تسليم قوّه مربيه انبيا و اوليا- عليهم السلام- گرديد، ممكن است چيزى بر او نگذرد جز آنكه قوّه كامله انسانيه، كه در او به طريق استعداد و قابليت وديعه گذاشته شده بود، فعليت پيدا كند و ظهور نمايد و تمام شؤون و قواى مملكت برگردد به شأن