موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢١ - در جمع اخبار مقسوم بودن رزق و اخبار رجحان طلب
خبير، مجلسى، نيز تقويت فرمودند [١].
و احتمال ديگرى نيز جناب فيض- رحمه اللَّه- دادند [٢]. و آن آن است كه ملامت نكند آنها را بر آنچه حق تعالى به آنها عطا نفرموده؛ زيرا كه خداى تعالى مردم را مختلف در عطيّه قرار داده، و كسى را در آن نبايد ملامت نمود. و اين نظير روايتى است كه مىفرمايد: «اگر مردم بدانند خداوند چگونه مردم را خلق فرموده، ملامت نكند كسى كسى را» [٣]. جناب محدّث مجلسى- رحمه اللَّه- فرموده است: مخفى نيست بُعد از اين احتمال؛ خصوصاً به ملاحظه تعليل به آنكه «
فإن الرزق لا يسوقه ...» [٤].
نويسنده گويد: اين احتمال دوم خيلى مناسبتر است از احتمال اوّل، و خصوصاً به ملاحظه همين تعليل كه ذكر شده است، زيرا كه ملامت بر مردم در فقر و ضيق معاش وقتى توان كرد كه رزق در تحت اختيار آنها باشد و سعى و كوشش اسباب توسعه گردد، آن گاه انسان بگويد من سعى كردم و كوشش نمودم و تو نكردى و به ضيق معاش مبتلا شدى. ولى اهل يقين مىدانند كه رزق را سوق ندهد تحصيل و حرص آنها، پس ديگران را ملامت نكنند.
در جمع اخبار مقسوم بودن رزق و اخبار رجحان طلب
و بايد دانست كه امثال اين احاديث شريفه كه ظاهر در آن است كه رزقْ مقسوم و مقدّر است، چنانچه آيات شريفه قرآنيه نيز دلالت بر آن دارد، منافات ندارد با اخبارى كه امر به تحصيل معيشت فرموده و تأكيد در كسب و تجارت نموده؛ بلكه ترك آن را مكروه شمردهاند و بر ترك آن ملامت نمودهاند؛ و كسى را كه به طلب رزق قيام نكند از كسانى شمردهاند كه دعاى آنها مستجاب نشود و خداوند روزى آنها را نرساند. و احاديث در اين باب بسيار است و ما به ذكر يك حديث اكتفا مىنماييم.
[١] مرآة العقول، ج ٧، ص ٣٥٦، حديث ٢.
[٢] الوافي، ج ٤، ص ٢٧٠.
[٣] الكافي، ج ٢، ص ٤٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب آخر منه»، حديث ١.
[٤] مرآة العقول، ج ٧، ص ٣٥٧، حديث ٢.