موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
دين آنچه را گناهان پاره كرده است. يا آنكه جمع مىكند ميانه تائب و اولياى خدا و احبّاى او، چنانكه خياطت جمع مىكند مابين پارچههاى لباس.
و ديگر آنكه نصوح وصف از براى تائب است، و اسناد آن به سوى توبه از قبيل اسناد مجازى است. يعنى توبه نصوح توبهاى است كه نصيحت مىكنند صاحبان آن خود را به اينكه به جاى آورند آن را به كامل [ترين] طورى كه سزاوار است توبه را بدان نحو آورند تا آنكه آثار گناهان را از قلوب پاك كند به كلى. و آن به اين است كه آب كنند نفوس را به حسرتها و محو كنند ظلمات بدىها را به نور خوبىها» [١].
تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
بدانكه از براى توبه حقايق و لطايف و سرايرى است. و از براى هر يك از اهل سلوك الىاللَّه توبه خاصى است كه مختص به مقام خودشان است. و چون از آن مقامات ما را حظ و نصيبى نيست، اشتغال به آن به تفصيل چندان مناسب با اين اوراق نيست.
پس، بهتر آن است كه ختم كنيم مقام را به ذكر نكته [اى] كه از حديث شريف مستفاد مىشود، و مطابق ظاهر كتاب كريم الهى و احاديث كثيره در ابواب متفرقه است. و آن اين است كه هر يك از موجودات داراى علم و حيات و شعور است؛ بلكه تمام موجودات داراى معرفت به مقام مقدّس حق- جلّ و علا- هستند؛ چنانچه وحى به اعضا و جوارح و به بقاع ارض به كتمان و اطاعت آنها فرمان الهى را، و تسبيح تمام موجودات، كه در قرآن شريف نصّ بدان شده و احاديث شريفه مشحون به ذكر آن است [٢]، خود دليل بر علم و ادراك و حيات آنها، بلكه دليل بر ربط خاص بين خالق و مخلوق است كه احدى از
[١] الأربعون حديثاً، شيخ بهايى، ص ٤٦٤، حديث ٣٨؛ مرآة العقول، ج ١١، ص ٢٩٥، حديث ١.
[٢] وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ. (الإسراء (١٧): ٤٤)، در البرهان في تفسيرالقرآن، ج ٦، ص ٩٧، ذيل اين آيه ٨ روايت در تسبيح موجودات آمده است.