موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٧ - توجيهات نقل شده در عدم منافات آمرزش نبى اكرم با عصمت ايشان
مصدر است، و جايز است اضافه آن به فاعل و به مفعول؛ و در اينجا اضافه به مفعول شده و مراد آنست كه آنچه گذشته است از گناه كردن آنها تو را در منع نمودن آنها تو را از مكه و جلوگيرى نمودن از مسجدالحرام. و معنى «مغفرت» بنابر اين تأويل ازاله و نسخ احكام اعداء آن سرور است از مشركين بر آن حضرت؛ يعنى ازاله مىفرمايد خدا آن را نزد فتح، و سَتر مىفرمايد بر تو آن عار را به فتح مكه؛ پس زود است كه داخل مكه شوى بعد از اين. و از اين جهت قرار داده است غفران را جزاى جهاد و فايده فتح.
فرموده است سيّد- رحمه اللَّه- اگر مراد مغفرتِ «ذنوب» باشد معناى معقولى از براى آيه نتوان نمود؛ براى اينكه مغفرت ذنوب تعلقى [به فتح] ندارد و غرض و فايده آن نمىباشد. و اما قوله: «ما تَقَدَّمَ وَ ما تَأخَّرَ» مانعى ندارد كه مراد اين باشد كه آنچه در زمان سابق گذشته از افعال قبيحى كه نسبت به تو و به قوم تو كردند [٢].
سوم: آنكه معنى چنين است كه اگر گناهى براى تو باشد در قديم يا پس از اين، هر آينه آمرزيدم تو را. و قضيه شرطيه مستلزم صدق و وقوع طرفين نيست.
چهارم: آنكه مراد به گناه ترك مستحب باشد؛ زيرا كه واجبات از آن حضرت ترك نشده. و جايز است كه به واسطه علوّ قدر و رفعت مقام آن حضرت آنچه از ديگران گناه نيست نسبت به آن حضرت گناه شمرده شود.
پنجم: آنكه اين آيه براى تعظيم آن حضرت وارد است و در مقام حسن خطاب است، چنانچه گويى مثلًا: غَفَرَاللَّه لَكَ [٣].
مجلسى فرموده: وَقَدْ رَوَى الصَّدوقُ فِي الْعيونِ بِإِسْنادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَهْمِ
- اسلام و تشيع مىباشد. او جامع علوم عقلى و نقلى بوده و صاحب كمالات و فضائل بسيار است. وى در كلام و فقه و اصول و تفسير و حديث و رجال و ادبيات عرب متبحّر بوده است. از شيخ مفيد و حسين بن على بن بابويه و ديگران روايت مىكند و بسيارى از بزرگان از جمله شيخ طوسى از درس او بهره گرفتهاند. آثار بسيارى دارد. از جمله: الأمالي، الذريعة إلى اصول الشريعة، الناصريات، الانتصار، الشافي.
[٢] تنزيه الأنبياء، ص ١٩٣.
[٣] وجوه مزبور را سيد مرتضى در تنزيه الأنبياء، ص ١٩٣؛ شيخ طبرسى در مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٩ آوردهاند.