موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥٣ - تتميم در بيان توجيه ديگر از حديث ترديد
ذوق است. وَاللَّه الْعالِمُ وَالْهادي.
و اين نكته ناگفته نماند كه چون حقيقت وجود عين حقيقت كمال و عين تمام است و نقايص و قبايح به حق تعالى نسبت داده نشود و مجعول نباشد- چنانچه در محل خود مقرر و مبرهن است [١]- از اين جهت، هر چه فيض به افق كمال نزديكتر باشد و از ضعف و فتور مبراتر باشد، ربط آن به حق اتمّ و نسبت به ذات مقدس احق شود. و به عكس آن، هر چه ظلمت تعين و نيستى غالب آيد و حدود و نقايص افزون شود، ربطْ ناقص و نسبت بعيد گردد. و از اين جهت است كه افعال ابداعى را در لسان شريعت به حق بيشتر نسبت دادند، و افعال تجددى مُلكى را كمتر نسبت دادند. و اگر چشمىباز و دلى بيدار نقص [را] از كمال و زشت را از زيبا و قبيح را از حَسن تميز دهد، آن وقت مىتواند بفهمد كه با آنكه تمام دار تحققْ تجلّى فعلى حق است و به او منتسب است، تمام افعالش جميل و كامل است و هيچيك از نقايص و قبايح به آن ذات مقدس انتساب ندارد. و انتساب بالعرض، كه در لسان حكما- رضوان اللَّه عليهم- شايع است، در اوايل تعليم و در حكمت شايعه است. و در اين مقام اشتباهاتى است كه صرف نظر كردن از آنها اولى است.
و مقصود از بيان اين نكته اوّلًا: رفع بعض توهمات فاسده است كه در اين مقام ممكن است جاهل عارى از معارف توهم كند.
و ثانياً: بيان آن است كه اين ترديد و ترجُّحِ دواعى چون از بعض ملكوتيين واقع مىشود، نسبت آن به حق اتمّ است از آن امورى كه در اين عالم واقع مىشود.
و ثالثاً: آنكه باز انسان عارف به حقايق بايد وجهه كمال و نقص را در اين ترديد و ترجُّح دواعى تميز دهد؛ و جهت كمال را به حق منتسب بداند، و جهت نقص را سلب كند.
تتميم: در بيان توجيه ديگر از حديث ترديد
در اين مقام وجه ديگرى است براى توجيه حديث شريف كه در سالف ايام به نظر
[١] الحكمة المتعالية، ج ٧، ص ٥٥؛ شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥٢٩- ٥٣٤.