موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٩ - فصل نشآت وجودى انسان و علوم مناسب با اين نشآت
دهد، و هيچيك از كمالات علمى و عملى را صرفنظر ننمايد. گمان نكند كه كفايت مىكند او را تهذيب خُلق يا تحكيم عقايد يا موافقت ظاهر شريعت؛ چنانچه هر يك از اين عقايد ثلاثه را بعضى از صاحبان علوم ثلاثه دارا هستند. مثلًا شيخ اشراق [١] در اوّل حكمة الإشراق تقسيماتى مىكنند راجع به كامل در علم و عمل، و كامل در عمل، و كامل در علم؛ كه از آن استفاده شود كه كمال علمى با نقص در عمل، و بعكس، ممكن التحقق است؛ و اهل كمال علمى را از اهل سعادت و متخلصين به عالم غيب و تجرد دانسته و مَآل آنها را انسلاك در سلك علّيّين و روحانيين پنداشته [٢]. و بعضى علماى اخلاق و تهذيب باطن منشأ تمام كمالات را تعديل خُلق و تهذيب قلب و اعمال قلبيه دانند، و ديگر حقايق عقليه و احكام ظاهريه را به پشيزى محسوب ندارند بلكه خار طريق سلوك شمارند [٣]. و بعضى از علماى ظاهر علوم عقليه و باطنيه و معارف الهيه را كفر و زندقه پندارند و با علما و محصلين آن عناد ورزند.
و اين سه طايفه كه داراى اين عقايد باطله هستند هر سه از مقامات روح و نشآت انسانيه محجوب هستند، و درست تدبر در علوم انبياء و اولياء نكردهاند؛ و از اين جهت بين آنها هميشه منافراتى بوده و هر يك به ديگرى طعنها زند و او را بر باطل داند؛ با آنكه تحديد در مراتبْ باطل است. و به يك معنا هر سه درست گويند در تكذيب ديگرى؛ نه از باب آنكه علم يا عمل آنها باطل باشد مطلقاً؛ بلكه از باب آنكه تحديدات آنها مراتب انسانيه را به اين حدّ و علوم و كمالات را به همان رشته كه خود دارا هستند مطلبى است بر خلاف واقع.
[١] يحيى بن حبش (شهابالدين سهروردى) مشهور به «شيخ اشراق» از حكماى قرن ششم هجرى است كهبه شيخ مقتول و حكيم مقتول نيز معروف است. وى مكتب اشراق را إحياء كرد، و در سال ٥٨١ در سن ٣٦ سالگى به قتل رسيد. از اوست: حكمة الإشراق، بُستان القلوب، البارقات الإلهية، البروج، شرح إشارات، آواز پر جبرئيل.
[٢] مجموعه مصنفات شيخ اشراق، حكمة الإشراق، ج ٢، ص ١١- ١٢.
[٣] ر. ك: صفحه ٤٣٧- ٤٣٨.