موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٠ - فصل در بيان نكته شدّت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤمنين
كم نشود. حضرت براى تواضع از حق تعالى قبول نفرمود و فقر را اختيار فرمود [١]. و در كافى شريف سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند در حديثى، قالَ:
«إن الكافر ليهون على الله حتى لو سأله الدنيا بما فيها أعطاه ذلك» [٢]
. و اين از خوارى دنياست در نظر كبرياى حق. و در حديث است كه حق تعالى از وقتى كه عالَم اجسام را خلق فرموده به آن نظر لطف نفرموده است [٣].
و ديگر از نكات شدت ابتلاء مؤمنين آن است كه در اخبار به آن اشاره شده است كه از براى آنها درجاتى است كه به آنها نائل نشوند مگر با بليّات و امراض و آلام. و ممكن است اين درجاتْ صورت اعراض از دنيا و اقبال به حق باشد؛ و ممكن است از براى خود اين بليّات صورت ملكوتى باشد كه نيل به آنها نشود مگر با ظهور در عالم ملك و ابتلاى آنها به آن.
چنانچه در حديث شريف كافى سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند: قَالَ
: «إنه ليكون للعبد منزلة عند الله؛ فما ينالها إلا بإحدى الخصلتين: إما بذهاب ماله، أو ببلية في جسده» [٤]
. فرمود: «همانا چنين است: هر آينه مىباشد از براى بنده درجهاى پيش خدا؛ پس نمىرسد به آن مگر به دو خصلت: يا به رفتن مالش، يا به بليه در جسم او».
و در خبر شهادت حضرت سيد الشهداء- عليه السلام- وارد است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب ديد. حضرت فرمود به آن مظلوم كه از براى تو درجهاى است در بهشت؛ نمىرسى به آن مگر به شهادت [٥]. البته صورت ملكوتى شهادت در راه خدا
[١] ر. ك: الكافي، ج ٨، ص ١٣٠، حديث ١٠٠.
[٢] «كافر آنقدر نزد خدا خوار و پست است كه اگر دنيا را با هر چه در آن است از خداوند بخواهد به اومىدهد». (الكافي، ج ٢، ص ٢٥٨، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب شدّة ابتلاء المؤمن»، حديث ٢٨)
[٣] ر. ك: صفحه ٢٥٤.
[٤] الكافي، ج ٢، ص ٢٥٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب شدّة ابتلاء المؤمن»، حديث ٢٣ (با تفاوتى اندك)؛ وسائل الشيعة، ج ٣، ص ٢٦٢، «كتاب الطهارة»، «أبواب الدفن»، باب ٧٧، حديث ٤.
[٥] ر. ك: الأمالي، صدوق، ص ١٣٠، مجلس ٣٠، حديث ١؛ ينابيع المودّة، ج ٣، ص ٥٤، باب ٦١.