موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١٥ - فصل در بيان آنكه ايمان به وصف نيايد
از نقصان يقين و ايمان است. و درجات يقين و ايمان به قدرى متفاوت است كه در بيان نيايد. يقين كامل انبيا و اطمينان تامّ آنها، كه از مشاهده حضوريه حاصل شده، آنها را معصوم از خطيئات نموده. يقين على بن ابىطالب- عليه السلام- او را به آنجا رسانده كه مىفرمايد: «اگر همه عالم را به من دهند كه يك مورچه را در حبّهاى كه برداشته ظلم كنم، نخواهم كرد» [١].
در هر صورت، زوال شرك و شك را و تطهير از ارجاس و اخباث عالم طبيعت و ظلماتِ تعلقات به غير حق تعالى شأنه و كدورت انيت و حجاب غليظه انانيت و رؤيت غيريت كه به اراده ازليه از انوار قدسيه الهيه و آيات تامه ربوبيه گرديده و آنها را خلّص و خالص براى خود فرموده، از مقاماتى است كه به وصف و بيان درست نيايد، و چون عنقاى مُغرِب غيبِ هويتْ دست آمال از ذروه جلال آن كوتاه است: «عنقا شكار كس نشود دام باز گير» [٢].
فصل در بيان آنكه ايمان به وصف نيايد
بدانكه ايمان نيز از كمالات روحانيهاى است كه به حقيقت نوريه آن كمتر كسى آگاه گردد. حتى خود مؤمنين تا در عالم دنيا و ظلمت طبيعت هستند، از نورانيت ايمان خود و كراماتى كه در پيشگاه مقدس حق براى آنهاست مطلع نيستند. انسان تا در اين عالم است، وضعيات اين عالم و عادات آن او را بهطورى مأنوس به خود [مىكند] كه هر چه از كرامات و نِعَم آن عالم و يا خِذلان و عذاب آنجا بشنود. فوراً به يك صورت مُلكى مقايسه مىكند؛ مثلًا كرامتهايى را كه حق تعالى براى مؤمنين وعده فرموده و نعمى را كه براى آنها تهيه فرموده و خبر دادند انبيا- عليهم السلام- به كرامتهاى سلاطين و
[١] «وَاللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ». (نهج البلاغة، ص ٣٤٧، خطبه ٢٢٤)
[٢] «عنقا شكار كس نشود دام باز گير/ كانجا هميشه باد به دست است دام را». (ديوان حافظ، ص ٧٦، غزل ٩)