موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٠ - تفاوت قلوب اوليا در قبول تجليات اسماء
خوف دارند. زيرا كه خوف آنها از عظمت حق تعالى و جلالت آن ذات مقدس است؛ چنانچه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- مىفرمود:
«فأين هول المطلع» [١]!
و حضرت امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- در شب نوزدهم وحشت و دهشت عظيمى داشت [٢]، با آنكه مىفرمود: «
والله لا بن أبي طالب آنس بالموت من الطفل بثدي أمه» [٣].
«به خدا قسم كه پسر ابوطالب به مرگ مأنوستر است از بچه به پستان مادرش».
بالجمله، خوف آنها از امور ديگر است؛ مثل خوف ما پابستگان به آمال و امانى و دل دادگان به دنياى فانى نيست.
[
تفاوت قلوب اوليا در قبول تجليات اسماء
] و قلوب اولياء نيز در كمال اختلاف است كه در تحت احصا و رشته تحرير نيايد. و ما اشاره اجمالى به بعضى از آنها مىنماييم.
پس گوييم كه قلوب اوليا در قبول تجليات اسماء مختلف است؛ چنانچه بعضى قلوب عشقى و شوقى است؛ و حق تعالى در مثل آن به اسماء جمال تجلى فرمايد. و آن تجلىْ هيبت مشوب به شوق آورد، و هيبتِ خوفْ از تجلى عظمت و ادراك آن است. دل عاشق در وقت ملاقات مىتپد و وحشتناك و خائف شود، ولى اين خوف و وحشت غير از خوفهاى معمولى است.
و بعض قلوبْ خوفى و حزنى است؛ و حق تعالى در آن قلوب به اسماء جلال و عظمت تجلى فرمايد، و آن تجلى هَيمان آورد مشوب به خوف، و حيرت مىآورد مشوب به حزن.
و در حديث است كه حضرت يحيى- عليه السلام- ديد كه حضرت عيسى- عليه السلام- مىخندد. با عتاب به او گفت: گويا تو مأمونى از مكر خدا و عذاب او. حضرت
[١] «پس چگونه خواهد بود وحشت روز حساب!» (مناقب آل أبي طالب، ج ١، ص ٢٩٠؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ٤، ص ٥١٧)
[٢] مصنّفات الشيخ المفيد، الإرشاد، ج ١١، الجزء الأوّل، ص ١١؛ بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٧٦- ٢٧٧.
[٣] نهج البلاغة، ص ٥٢، خطبه ٥.