موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - فصل حقيقت بهشت و جهنم
پيش ما و پيش اصحاب ما، اهل مكاشفه و معرفت، آنها مخلوق هستند و مخلوق نيستند. اما اينكه گفتيم مخلوقاند، مثل آن است كه مردى خانهاى را بنا كند و ديوارهاى محيطه به فضاى آن را فقط بر پا كند؛ در اين صورت گفته شود كه اين خانه است؛ و وقتى كه داخل آن شوى ديده نشود در آن مگر ديوارى كه بر فضا و ساحتى داير است. پس از آن، انشاء خانهها و بيوت آنرا نمايند به حسب اغراض ساكنان آن از غرفهها و قصرها و مخزنها و آنچه سزاوار است در آن باشد» [١]- انتهى.
و در حديث است كه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- وقتى به معراج تشريف بردند، در بهشت ملائكهاى چند ديدند كه گاه اشتغال به بناى ابنيه دارند و گاه از كار باز مىايستند. فرمود به جبرئيل: سبب اين چيست؟ عرض كرد: مواد اين بِناها كه مىكنند اذكار امت است. هر وقت ذكر گويند، موادى براى آنها حاصل شود، پس ملائكه مشغول بنا شوند؛ و وقتى آنها از ذكر باز مانند، اينها از عمل نيز باز ايستند [٢].
بالجمله، صورت بهشت و جهنم جسمانى همان صور اعمال و افعال حسنه و سيّئه بنىآدم است كه در آن عالم به آنها رجوع كنند؛ چنانچه در آيات شريفه نيز به آن اشاره و تلويح شده؛ مثل قول خداى تعالى: وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً [٣]. و قوله:
«إنما هى
[١] الفتوحات المكّية، ج ١، ص ٢٩٧، باب ٦١.
[٢] عَنْ جَميلِ، عَنْ أبي عَبْدِاللَّه عليه السلام قالَ: «قالَ رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: لمّا اسْرِيَ بى إلَى السَّماءِ دَخَلْتُ الجَنَّةُ فَرَأيْتُ فيها مَلائِكَةً يَبنُونَ لَبِنةً مِنْ ذَهَبٍ وَلَبِنَةً مِنْ فِضّةٍ وَرُبَّما أمْسَكُوا فَقُلْتُ لَهُمْ: مَا لَكُمْ رُبّمَا بَنَيْتُم وَرُبَّمَا أمْسَكْتُم؟ فَقالُوا: حَتّى تَجيئَنَا النَفَقَةُ، فَقُلْتُ لَهُمْ: وَمَانَفَقَتُكُمْ؟ فَقالوا: قَولُ المُؤمِنِ في الدّنيا: سُبْحانَ اللَّه وَالْحَمْدُ للَّهوَلا إلهَ إِلّا اللَّه وَاللَّه اكْبَرُ، فَإِذا قالَ بَنَيْنَا وَإذا أمْسَكَ أمْسَكْنَا»؛ «امام صادق عليه السلام فرمود: پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: وقتى مرا به آسمان بردند وارد بهشت شدم در آنجا فرشتگانى ديدم كه از خشتى طلا و خشتى نقره ساختمان مىساختند و گاهى دست از كار مىكشيدند، به آنها گفتم: شما چرا گاهى كار مىكنيد و زمانى دست از كار مىكشيد؟ جواب دادند: تا اينكه مصالح ما به ما برسد، به آنها گفتم: مصالح شما چيست؟ پاسخ دادند: «سبحاناللَّه و الحمدللَّه ولا إله إلّااللَّه و اللَّه أكبر» كه مؤمن در دنيا مىگويد، وقتى ذكر مىگويد ما مىسازيم و وقتى ساكت مىشود ما دست از كار مىكشيم». (تفسير القمّي، ج ٢، ص ٥٣؛ الأمالي، طوسى، ص ٤٧٤، مجلس ١٧، حديث ٤؛ بحار الأنوار، ج ٩٠، ص ١٦٩، حديث ٧)
[٣] «و هر چه كردهاند حاضر يابند». (الكهف (١٨): ٤٩)