موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣ - فصل در مراتب عُجب
لِلْولاءِ [١] زند. مدعىهاى ارشاد از عرفا و متصوفه و اهل سلوك و رياضت به اين خطر نزديكترند از ساير مردم.
درجه ديگر آن است كه خود را از خداى تعالى به واسطه ايمان يا ملكات يا اعمالْ طلبكار بداند و مستحق ثواب شمارد، و لازم بداند بر خدا كه او را در اين عالمْ عزيز، و در آخرتْ صاحب مقامات كند؛ و خود را مؤمن صاف و پاك بداند و هر وقت اسمى از مؤمنينِ به غيب آيد سرش را داخل سرها كند و در دلش انديشد كه خداوند اگر با عدل هم با من رفتار كند من مستحق ثواب و اجرم! بلكه بعضى بر قباحت و وقاحت افزوده تصريح به اين كلام باطل مىكنند! و اگر براى او بلايى رخ دهد و براى او ناملايمى پيش آيد، در دل اعتراض به خدا دارد و تعجب از كارهاى خداى عادل كه مؤمن پاك را مبتلا كند و منافق فاسق را مرزوق كند؛ و در باطن به حق تبارك و تعالى و به تقديرات او غضبناك باشد و در ظاهر اظهار رضايت كند. غضب خود را به ولىّنعمت خود تحويل دهد، و رضاى به قضا را به مخلوق ارائه دهد. و وقتى بشنود مؤمنين را در اين دنيا خداوند مبتلا مىفرمايد، به دل خود تسليت مىدهد. نمىداند منافق مبتلا هم بسيار است، نه هر مبتلا مؤمن است.
رتبه ديگر از عجب آن است كه خود را از مردم ديگر ممتاز بداند و بهتر شمارد به اصل ايمان از غير مؤمنين، و به كمال ايمان از مؤمنين، و به اوصاف نيكو از غير متصفين، و به عمل به واجب و ترك محرّم از مقابل آن، و به اتيان به مستحبات و مواظبت به جمعه و جماعات و مناسك ديگر و ترك مكروهات از عامه مردم خود را كاملتر دانسته و امتياز براى خود قائل باشد؛ و اعتماد به خود و ايمان و اعمال خود كند و ديگر مخلوق را ناچيز و ناقص شمارد و به همه مردم به نظر خوارى نگاه كند، و در دل يا زبان بندگان خدا را سرزنش و تعيير كند. هر كس را بهطورى از درگاه رحمت حق
[١] «بلاها به سبب دوستى است». (شرح مصباح الشريعة، گيلانى، ص ٣١٩)