موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٨ - فصل در بيان آنكه انسان عارف را دو نظر است
شرح: جوهرى [١] در صحاح گويد كه گويا «اعاجيب» جمع «اعجوبه» است؛ چنانچه «احاديث» جمع «احدوثه» است [٢]. و بعضى گويند كه «اعجوبه» چيزى است كه نيكويى يا زشتى آن به شگفت آورد. و در اين حديث مراد اوّل است [٣]. و چنين نمايد كه آن در اصل مختص به چيزى باشد كه حُسْنش شگفت آورد؛ گرچه در استعمال تطفلًا در اعم مستعمل شود.
و «برّ» بر خلاف عقوق است، و فلانٌ يَبَرُّ خالِقَهُ؛ يعنى اطاعت مىكند او را. چنانچه جوهرى تصريح كرده [٤] و «ثقلان» جن و انس است.
و اين حديث شريف دلالت دارد بر اينكه خوف و رجا هر دو بايد به مرتبه كمال باشد؛ و يأس از رحمت و ايمنى از مكر بهكلّى ممنوع است؛ چنانچه احاديث بسيار بر آن دلالت كند [٥]، و كتاب كريم تنصيص بر آن فرمايد [٦]. و ديگر آنكه بايد هيچيك بر ديگرى رجحان نداشته باشد. و ما ان شاء اللَّه در ضمن چند فصل بيان آن و ديگر مناسبات حديث شريف را مىنماييم.
فصل در بيان آنكه انسان عارف را دو نظر است
بدانكه انسان عارف به حقايق و مطلع از نسبت بين ممكن و واجب- جلّ [و] علا- داراى دو نظر است: يكى نظر به نقصان ذاتى خود و جميع ممكنات و سيهرويى كائنات،
[١] اسماعيل بن حمّاد جوهرى (٣٣٢-/ ٣٩٣ يا ٣٩٨) پيشواى لغتدانان و اديبان است، و در كلام و اصول نيزمتبحّر بوده است، از شاگردان ابوعلى فارسى و ابوسعيد سيرافى مىباشد، مهمترين اثر وى الصحاح در لغت است.
[٢] الصحاح، ج ١، ص ١٧٧، ماده «عجب».
[٣] مرآة العقول، ج ٨، ص ٢٩؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٥٢.
[٤] الصحاح، ج ٢، ص ٥٨٨، مادّه «برر».
[٥] وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢١٦، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس»، احاديث باب ١٣؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٦٥، احاديث باب ٥٩.
[٦] بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٢٣، آيات باب ٥٩.