موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٨ - فصل فراغت وقت وقلب در عبادت
به هر چيزى است براى آن.
ومَلَأ الْإناءَ ماءً وَمِنَ الْماءِ وَبِالْماءِ، وَضَعَ فيهِ بِقَدْرِ مَا يَأْخُذُهُ [١]. يعنى، در آن [آب] ريخت به قدرى كه مىگرفت.
و «أَكِلُ» مُتَكَلِّمٌ مِنْ يَكِلُ. وَكَلَ إلَيْهِ الأمْرَ، أَيْ سَلَّمَهُ وَفَوَّضَهُ وَتَرَكَهُ إلَيْهِ وَاكتَفى بِهِ [٢].
يعنى، امر را به او واگذار و موكول كرد و خود در آن تصرفى ننمود.
«أسُدُّ» مُتَكلِّمٌ مِنْ سَدَّ يَسُدُّ سَدّاً، مِنْ بابِ نَصَرَ، نَقيضُ «الْفَتْحِ» [٣]. يعنى، بستن.
«الفاقَةُ» أَي الْحاجَةُ وَالْفَقْرُ [٤]. يعنى، نيازمندى و گدايى است.
«وأملأ قلبك خوفا مني»
ظاهر آن است كه به صيغه متكلم [است]. و صيغه امر بودن و عطف به اوّل كلام بودن بعيد است.
و آنچه به مناسبت بيان كردنى است در حديث شريف در ضمن فصولى به رشته تحرير درمىآوريم. إنشاء اللَّه.
فصل فراغت وقت وقلب در عبادت
] بدانكه فراغت براى عبادت حاصل شود به فراغت وقت براى آن و فراغت قلب. و اين امر از مهمات است در باب عبادات كه حضور قلب بدون آن تحقق پيدا نكند. و عبادت بىحضور قلب قيمتى ندارد.
و آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است: يكى فراغت وقت و قلب؛ و ديگر فهماندن به قلب اهميت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است كه انسان در هر شبانهروزى براى عبادت خود وقتى را معين كند كه در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت، و اشتغال ديگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد
[١] المنجد، ص ٧٧٢، ماده «ملأ».
[٢] المنجد، ص ٩١٦، ماده «وكل».
[٣] المنجد، ص ٣٢٦، ماده «سدد».
[٤] المنجد، ص ٦٠١، ماده «فوق».