موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٧ - فصل در بيان صورت ملكوتيه عصبيت
شخصى از عصبيت جاهليت عارى و برى گردد، و وجهه قلبش به سوى حقايق متوجه و پردههاى ضخيم جهل و عصبيت چشم او را نگيرد؛ و در مقام اجراى حق و اظهار كلمه حقيقت پاى بر فرق تمام تعلقات و ارتباطات نهد و تمام خويشاوندىها و عادات را در پيشگاه مقصد ولىّ النعم قربان كند؛ و اگر عصبيت اسلاميت با عصبيت جاهليت تعارض كند، عصبيت اسلاميت و حقخواهى را مقدم دارد.
انسان عارف به حقايق مىداند كه تمام عصبهها و ارتباطات و تعلقات يك امور عرضيه زايلهاى است، مگر ارتباط بين خالق و مخلوق و عصبه حقيقيه كه آن امر ذاتى غير قابل زوال است كه از تمام ارتباطها محكمتر و از جميع حسب و نسبها بالاتر است. در حديث وارد است كه رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود: «
كل حسب و نسب منقطع يوم القيامة إلاحسبي و نسبي» [١]
. يعنى «تمام حسبها و نسبها پاره گردد و به آخر رسد روز قيامت مگر حسب و نسب من». معلوم است حسب و نسب آن حضرت روحانى و باقى است و از تمام عصبيتهاى جاهليت دور است. آن حسب و نسب روحانى در آن عالم ظهورش بيشتر و كمالش هويداتر است. اين ارتباطهاى جسمانى مُلكى، كه از روى عادات بشريه است، به اندك چيزى منقطع شود؛ و هيچيك از آنها در عوالم ديگر ارزشى ندارد، مگر ارتباطات در تحت نظام ملكوتى الهى باشد و در سايه ميزان قواعد شرعيه و عقليه باشد كه ديگر آن انفصام و انقطاع ندارد.
فصل در بيان صورت ملكوتيه عصبيت
در شرح بعضى از احاديث سالفه گذشت [٢] كه ميزان در صورتهاى ملكوتى و برزخى و قيامتى، ملكات و قوّت آن است؛ و آن عالَم محل بروز سلطان نفس [است]، و ملكِ بدنْ تعصّى از آن نكند. ممكن است در آن عالم انسان به صورت حيوانات يا به صورت شيطان محشور شود. و در اين حديث شريف كه ما به شرح آن پرداختيم كه
[١] مجمع البيان، ج ٧، ص ١٨٩؛ بحار الأنوار، ج ٦، ص ٣١٩.
[٢] ر. ك: صفحه ٢٢- ٢٣.