موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٥ - فصل در بيان معنى امتحان و نتيجه آن و چگونگى نسبت آن به ذات مقدّس حق تعالى حسب مناسبت و گنجايش اين اوراق
فرمود: «اى منصور، همانا اين امر (يعنى قيام قائم) نمىآيد شما را مگر بعد از مأيوس [شدن]. و نه به خدا قسم تا تميز داده شويد، و نه به خدا قسم تا خالص شويد، و نه به خدا قسم تا شقى شود هر كس شقى مىشود و سعيد شود هر كس سعيد مىشود».
و در حديث ديگر است از حضرت ابوالحسن- عليه السلام- قال: «
يخلصون كما يخلص الذهب» [١].
و در كافى شريف، در باب ابتلا و اختبار، سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند، قَالَ:
«ما من قبض و لا بسط إلا و لله فيه مشيئة و قضاء و ابتلاء» [٢].
و در حديث ديگر از حضرت منقول است، قال: «
إنه ليس شيء فيه قبض أو بسط مما أمر الله به أو نهى عنه إلا و فيه لله عز و جل ابتلاء و قضاء» [٣]
. يعنى «نيست چيزى كه در آن منع و عطايى باشد از چيزهايى كه امر فرموده خداوند تعالى به آن يا نهى فرموده از آن، مگر آنكه در آن از براى خداى عزّ وجلّ امتحان و حكمى است. و «قبض» در لغت امساك و منع و اخذ است؛ و «بسط» نشر و اعطاست. پس، هر عطا و توسعه و منعى و هر امر و نهى و تكليفى براى امتحان است.
پس، معلوم شد كه بعث رسل و نشر كتب آسمانى همه براى امتياز بشر و جدا شدن اشقيا از سعدا و مطيعين از عاصين است. و معنى امتحان و اختبار حق همين امتياز واقعى خود بشر است از يكديگر، نه علم به امتياز؛ زيرا كه علم حق تعالى ازلى و متعلق و محيط به هر چيز است قبل از ايجاد. و حكما در تحقيق امتحان و ابتلا بسط كلام دادهاند كه ذكر آن خارج از ميزان است [٤].
[١] ابوالحسن عليه السلام فرمود: «خالص مىشوند همانطور كه طلا خالص مىشود». (الكافي، ج ١، ص ٣٧٠، «كتاب الحجّة»، «باب التمحيص والامتحان»، حديث ٤)
[٢] امام صادق عليه السلام فرمود: «هيچ تنگى و فراخى نيست مگر آنكه خداوند در آن مشيّت و حكم و امتحان دارد». (الكافي، ج ١، ص ١٥٢، «كتاب التوحيد»، «باب الابتلاء والاختبار»، حديث ١)
[٣] الكافي، ج ١، ص ١٥٢، «كتاب التوحيد»، «باب الابتلاء والاختبار»، حديث ٢.
[٤] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٣٩٧، تفسير القرآن الكريم، صدر المتألهين، ج ٦، ص ٢٦٤.