موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٥ - نكته مهمه نقد كلام صدر المتألّهين
معموره و آبادان نيستند؛ چنانچه ارض جنّتِ اعمال قاع [١] است؛ چون اراضى نفس در اوّل امر. و آبادان و عمران آنها تابع عمران و آبادانى نفس است. چنانچه اگر مقام غيب نفس تعمير به معارف الهيه و جذبات غيبيه ذاتيه نشود، بهشت ذات و جنّت لقاء از براى انسان حاصل نشود. و اگر تهذيب باطن و تحليه سرّ نگردد و عزم و اراده قوى نشود و قلب مجلاى اسماء و صفات نگردد، بهشت اسماء و صفات، كه جنّت متوسطه است، براى انسان نباشد. و اگر قيام به عبوديت نكند و اعمال و افعال و حركات و سكنات او مطابق دستورات شرايع نباشد، بهشت اعمال، كه فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ [٢] مىباشد، از براى او نيست.
بنابر اين مقدمه، كه مطابق با برهان حكمى و ذوق اهل معارف و اخبار انبيا و اوليا- عليهم السلام- و مستفاد از كتاب كريم الهى است، علوم به هر درجه كه هستند، چه علم المعارف باشد يا غير آن طريق وصول به جنت مناسب با آن است؛ و سالك طريق هر علمى سالك طريقى از طرق بهشت است. و ما پيش از اين ذكر كرديم [٣] كه علم مطلقاً طريقِ به عمل است حتى علم المعارف؛ منتها آنكه علم المعارف اعمالى است قلبى و جذباتى است باطنى كه نتيجه آن اعمال و جذبات، و صور باطنه آنها صورت جنّت ذات و بهشت لقاست. پس، سلوكِ طريقِ علمْ سلوك طريقِ طريق جنّت است، و طريقِ طريق نيز طريق است.
نكته مهمه نقد كلام صدر المتألّهين
] و نكته اينكه فرموده است: «
سئلك الله به إلى الجنة
» و سلوك علمى را به عبد نسبت داده و سلوك الى الجنة را به ذات مقدس حق نسبت داده است، براى آن است كه در مقام
[١] اشاره است به حديث نبوى. (ر. ك: تفسير كنز الدقائقى، ج ١، ص ١٩٢)
[٢]. «در آن بهشت آنچه خواسته نفوس و مايه لذت چشمهاست وجود دارد». (زخرف (٤٣): ٧١)
[٣] ر. ك: صفحه ١٠٣- ١٠٤ و ٤٣٤؛ نيز ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ٩؛ آداب الصلوة، امامخمينى قدس سره، ص ١١٤- ١١٥ و ٢١١.