موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢ - فصل بدن و قواى آن
مقام اوّل نشئه ملك و ظاهر] و در آن چند فصل است:
فصل: [بدن و قواى آن]
بدانكه مقام اوّل نفس و منزل اسفل آن، منزل «مُلك» و ظاهر و دنياى آن است، كه اشعه و انوار غيبيه آن در اين بدنِ محسوس و بنيه ظاهره تابيده و او را زندگانى عَرَضى بخشيده و تجييش جيوش در اين بدن كرده؛ و ميدان جنگ آن همين بدن است؛ و قواى ظاهره آن، لشكر آن است كه در اقاليم سبعه ملكيه، يعنى گوش و چشم و زبان و شكم و فرج و دست و پا، بسط پيدا كرده. و تمام اين قواى منتشره در اين ممالك سبعه در تحت تصرف نفس است به مقام «وهم»، زيرا كه وهم سلطانِ قواى ظاهره و باطنه نفس است [١]. پس اگر وهم حكومت نمود در آنها به تصرف خود يا شيطان، اين قوا جنودِ شيطان گردند و مملكت در تحت سلطنت شيطان واقع شود، و لشكر رحمان و جُنود عقل مضمحل گردند و شكست خورده رخت از نشئه ملك و دنياى انسان دركشند و هجرت نمايند، و مملكتْ خاص به شيطان گردد. و اگر وهم در تحت تصرف عقل و شرع در آنها تصرّف نمايد و حركات و سكنات آنها در تحت نظام عقل و شرع باشد، مملكت رحمانى و عقلانى شود و شيطان و جنودش از آن رخت بربندند و دامن دركشند. پس جهاد نفس كه جهاد بزرگ است، و از كشته شدن در راه حق تعالى بالاتر است، در اين مقام عبارت است از غلبه كردن انسان بر قواى ظاهره خود، و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن، و مملكت را از لوث وجود قواى شيطان و جنود آن خالى نمودن است.
[١] ر. ك: الشفاء، الطبيعيات، النفس، ج ٢، ص ١٦٢؛ الإشارات و التنبيهات، شرح المحقّق الطوسي، ج ٢، ص ٣٤٥.