موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١١ - فصل در بيان آنكه هر يك از خير و شرّ متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن، و در آن است اشاره به كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى
قوله: «
طوبى»
؛ جوهرى گويد: «طوبى، بر وزن فُعْلى، از «طيب» است؛ «ياء» آن قلب به «واو» شده براى ضمّه ما قبل آن» [١]. و در مجمع است كه «طوبى لَهُم» يعنى طيب عيش براى آنها است. و گفته شده كه «طوبى» خير و منتهاى آرزو است. و بعضى گفتهاند:
طوبى اسم درختى است در بهشت. و گفته شده كه طوبى هم بهشت است به لغت اهل هند. و طوبى لك و طوباكَ، به اضافه، استعمال شود. و در خبر است از رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- كه «طوبى درختى است در بهشت كه اصل آن در خانه من است و فرع آن در خانه على، است» [٢].
قوله: «
ويل»
؛ جوهرى گويد: «ويح» كلمه رحمت است، و «وَيْل» كلمه عذاب است. و يزيدى گويد: آنها به يك معنا هستند. و وَيْلٌ لِزَيْدٍ وَوَيْحٌ لِزَيْدٍ به رفع توان خواند، بنابر ابتدائيت؛ و به نصب توان خواند، به تقدير فعلى، چون ألزَمَهُ اللَّه الْوَيْلَ [٣]. و بعضى گويند: «وَيْل» يك وادى است در جهنم كه اگر كوه را در آن اندازند از شدت حرارت آب شود [٤]. و بعضى گويند: اسم چاهى است در جهنم [٥].
فصل در بيان آنكه هر يك از خير و شرّ متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن، و در آن است اشاره به كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى
بدانكه در علوم عاليه به وضوح پيوسته كه نظام وجود در اعلى مرتبه از كمال و خيريّت و اقصى مدارج حسن و جمال است. و اين به ضربى از برهان لمّى به طريق اجمال، و طور ديگر از بيان بهطور تفصيل، ثابت است؛ گرچه اطلاع بر تفصيل آن مختص به ذات منشى آن- تَقَدَّسَت أسماؤهُ- يا به وحى و تعليم الهى است. و آنچه
[١] الصحاح، ج ١، ص ١٧٣، ماده «طيب».
[٢] مجمع البحرين، ج ٢، ص ١١٠، ماده «طيّب».
[٣] الصحاح، ج ١، ص ٤١٧، ماده «ويح».
[٤] الصحاح، ج ٥، ص ١٨٤٦، به نقل از عطاء بن يسار.
[٥] القاموس المحيط، ج ٤، ص ٦٨؛ تاج العروس، ج ١٥، ص ٧٨٩.