موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦١ - فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن
شعبات آن نگذارد نفس بر خلاف رويّه و عدالت قدمى گذارد. و انسان بىتكلّف و زحمت در مقابل ناملايمات بردبارى كند و عنان صبرش گسيخته نشود و بىموقع و بىاندازه غضب نكند. و اگر حب دنيا از دلش بيخكن شود و قلع اين ماده فاسده بهكلى شود، تمام مفاسد نيز از قلب هجرت كند و تمام محاسن اخلاقى در مملكت روح وارد گردد.
و سبب ديگر از مهيّجات غضب آن است كه انسان غضب و مفاسد حاصله از آن را، كه از اعظم قبايح و نقايص و رذائل است، به واسطه جهل و نادانى كمالْ گمان كند و از محاسن شمرد، چنانچه بعضى از جهال آنها را جوانمردى و شجاعت و شهامت و بزرگى دانند و از خود تعريفها و توصيفها كنند كه ما چنين و چنان كرديم، و شجاعت را، كه از اعظم صفات مؤمنين و از صفات حسنه است، اشتباه به اين رذيله مهلكه كردند.
اكنون بايد دانست كه شجاعت غير از آن است و موجبات و مبادى و آثار و خواص آن غير از اين رذيله است. مبدأ شجاعت قوّت نفس و طمأنينه آن و اعتدال و ايمان و قلّت مبالات به زخارف دنيا و پست و بلند آن است. اما غضب از ضعف نفس و تزلزل آن و سستى ايمان و عدم اعتدال مزاج روح و محبت دنيا و اهميت دادن به آن و خوف از دست رفتن لذايذ نفسانيه است. و لهذا اين رذيله در زنها بيشتر از مردها، و در مريضها بيشتر از صحيحها، و در بچهها بيشتر از بزرگها، و در پيرها از جوانها بيشتر است.
و شجاعت عكس آن است. و كسانى كه داراى رذائل اخلاقى هستند زودتر غضبناك شوند از كسانى كه فضائل مآباند؛ چنانچه مىبينيم بخيل زودتر و شديدتر غضب كند اگر متعرض مال و منالش شوند از غير او.
اينها راجع به مبادى و موجبات شجاعت و غضب. و اما در آثار نيز مختلفاند.
شخص غضبناك در حال شدت و فوران غضب مثل ديوانهها عنان عقلش گسيخته شده مثل حيوانات درنده بدون ملاحظه عواقب امور و بدون رويّه و حكم عقل تهاجم كند و افعال و اطوار زشت و قبيح از او صادر شود؛ متملك زبان و دست و پا و ساير اعضاى خود نيست: چشم و لب و دهن را بهطورى زشت و بدتركيب كند كه اگر در آن حال آيينه به دست او دهند از زشتى صورت خود خجل و شرمسار گردد. بعضى از صاحبان اين