موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢٤ - در اشاره به (بسم اللَّه) است
واللَّه اسم جامع اعظم و ربّ مطلق خاتم است، و با عين برزخى كثرت اسمائى به ظهور واحديت، عين همان تجلى غيبى خفايى به مقام احديت است؛ نه جنبه احديت در قلب چنين سالك بر واحديت غلبه دارد، و نه واحديت بر احديت. و تقديم اللَّهُ بر أَحَدٌ، با آنكه اسماء ذاتيه در اعتبار مقدم است، شايد اشاره به مقام تجلى به قلب سالك باشد؛ زيرا كه در تجليات ذاتيه براى قلوب اوليا اوّل تجلى به اسماء صفاتيه، كه در حضرت واحديت است، واقع شود؛ پس از آن، به اسماء ذاتيه احديّه.
و ذكر «اللَّه» و اختصاص آن از بين اسماء- با آنكه به حسب كيفيت سلوك و نقشه تجلى اوّل به مظاهر اسماللَّه، كه ساير اسماء است، به مناسبت قلب سالك تجلى مىشود، پس از آن در آخرِ تماميتِ سلوك در اسماء صفاتيه تجلى به اسماللَّه مىشود- تواند كه به يكى از دو نكته باشد: يا اينكه اشاره به آن باشد كه تجلى به هر اسمى تجلى به اسماللَّه است، از باب اتحاد ظاهر و مظهر خصوصاً در حضرت الهيت. يا آنكه اشاره به غايت سلوك «واحد» ى باشد كه تا آن محقق نشود سالك شروع به سلوك «احد» ى نكند.
بالجمله، بنابر اين بيان، هُوَ اشاره به مقامى است كه منقطع است از آن اشاره و آمال عارفين و مبرا از اسم و رسم و منزه از تجلى و ظهور است. و أَحَدٌ اشاره به تجلى به اسماء باطنه غيبيه است. و اللَّهُ اشاره به تجلى به اسماء ظاهريه است. و به اين سه جمع اعتبارات اوليه حضرت ربوبيت متحقق گردد. و چهار اسم ديگر، كه «صمديت» جامع آنهاست، به حسب بعض روايات [١] از اسماء سلبيه تنزيهيه است كه به تبع اسماء ثبوتيه جماليه اعتبار شود؛ چنانچه در ذيل يكى از احاديث اشاره به آن شده [٢].
تا اينجا كه ذكر شد، در صورتى است كه بِسْمِ اللَّهِ متعلق به كلمه شريفه قُلْ باشد. و تواند متعلق به هر يك از اجزاى اين سوره شريفه باشد. و بنابر هر يك، تفسير
[١] ر. ك: التوحيد، صدوق، ص ٩١، حديث ٣- ٥؛ شرح توحيد الصدوق، ج ٢، ص ٦٢.
[٢] ر. ك: حديث ٣٦، ص ٦٧٥.