موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٤ - فصل در بيان آنكه اسارت شهوت منشأ همه اسارتهاست
آزادى خود را حفظ كن و قيد عبوديت و اسارت را از گردن خود بردار و در جميع احوال آزاد شو؛ چنانچه در حديث شريف فرمايد: «
إن الحر حر على جميع أحواله» [١].
و بدانكه غنا به غناى قلب، و بىنيازى، از حالات روح است، به امور خارجيه غير مربوطه به انسان نيست.
من خود در ميان اهل ثروت و مال و منال كسانى را ديدم كه اظهارات آنها را هيچ فقير با آبرويى نمىكرد و بيانات آنها شرمآور بود! آن بيچاره غبار ذلّت و مسكنت چهره قلبش را فرو گرفته بود. ملت يهود با آن كه در دنيا به نسبت جمعيت خود متمول و با ثروتترين تمام سكنه ارض هستند، مع ذلك ذلت و مسكنت و فقر و فاقه از چهره آنها ظاهر و تمام مدت عمر را با زحمت و خوارى و عجز و بىنوايى به سر مىبرند. اين نيست مگر همان فقر قلبى و ذلت روحى.
در بين اهل زهد و درويش منشى كسانى را ديديم كه قلوب آنها به قدرى غنى و بىنياز است كه به همه مُلك دنيا از روى بىاعتنايى نظر مىكنند، و به جز ذات مقدس حق تعالى احدى را لايق عرض حاجت نمىدانند.
تو خود نيز در حالات اهل دنيا و اهل طلب رياست با نظر دقت و تفتيش مطالعه كن، ببين ذلت آنها و تملّق آنها از مردم از سايرين بيشتر است و در پيش [مردم] خضوعشان بيشتر است. مريدپرورها و مدعيان ارشاد خوارىها مىكشند و ارادتها مىورزند تا چند روزى بطن و فرج را تعمير كنند. قلب مراد طالب بيشتر خاضع است پيش مريد از قلب مريد پيش او؛ با آنكه در سنخ اين دو ارادت نيز فرقهاست: ارادت مريد روحانى و الهى است، گرچه در اشتباه باشد؛ و ارادت مراد دنياوى و شيطانى است.
اينها كه ذكر شد ذلها و مفاسد دنيايى است. اگر پرده برداشته شود، معلوم مىشود كه صورت اين اسارت در تحت قيود و كُند و زنجيرهاى شهوات و هواهاى نفسانيّه چه صورتى است. شايد اين سلسلهاى كه طولش هفتاد ذراع است، و خداى تعالى از آن اطلاع داده [٢]، و آن حبس و غلى كه براى ماست، در اين دنيا صورت همين
[١] ر. ك: صفحه ٢٧٩.
[٢] اشاره است به آيه شريفه: ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ؛ «پس مجرم را در زنجيرى كههفتاد ذرع است ببنديد». (الحاقّة (٦٩): ٣٢)