موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٤ - فصل ابتلاى انبيا به امراض جسمانى
«صاحب ياسين» حبيب نجّار است. و «تكنيع» با نون، كه در اكثر نسخ است، بنا به فرموده مجلسى رحمه الله: تشنج و مُثله بودن است. مجلسى فرمايد: گويا جذام سبب تكنيع اصابع او شده بوده است [١]. و در اين فرموده تأمل است.
از اين احاديث و احاديث بسيار ديگر استفاده شود كه مؤمنين و انبيا گاهى براى بعض مصالح مبتلا شوند به امراض منفّره. گرچه در مقابل اين اخبار بعض اخبار ديگر است كه نفى كرده است تشويه خلقت حضرت ايوب- عليه السلام- و بو افتادن بدن شريفش را [٢]. و بحث و تطويل در ذكر و جمع آنها نفع بسيارى ندارد.
بالجمله، اين نحو از امراض ضررى به حال مؤمنين و نقص براى آنها و انبيا- عليهم السلام- نيست، بلكه ترفيع رتبه و علوّ مقام و درجه است. وَاللَّه تَعالى أعْلَمُ بِالصَّوابِ.
[١] مرآة العقول، ج ٩، ص ٣٣٣، ذيل حديث ١٢.
[٢] امام صادق از پدر خود امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه: «إنَّ أيّوُبَ ابْتُلِيَ سَبْعَ سِنينَ مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ وَإنَّ الأنْبِياءَ لايُذْنِبُونَ، لأنّهُمْ مَعصُومُونَ مُطَهّرُونَ لا يُذْنِبُونَ وَلا يَزيغُونَ وَلا يَرتَكِبونَ ذَنباً صَغِيراً وَلا كَبِيراً». وَقَالَ عليه السلام: «إنَّ أيّوبَ مِنْ جَميعِ مَا ابتُليَ بهِ، لَم تُنتِنْ لَهُ رائحَةٌ: وَلا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ؛ وَلا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَلا قَيحٌ؛ وَلا اسْتَقْذَرَهُ أحَدٌ رَآهُ؛ وَلَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أحَدٌ شَاهَدَهُ؛ وَلا تَدَوَّدَ شَىْءٌ مِنْ جَسَدِهِ. وَهكذا يَصْنَعُ اللَّهَ عَزّ وَجَلّ بِجَميعِ مَنْ يَبْتَليهِ مِنْ أنْبِيائِهِ وَأوْليائِهِ الْمُكرّمِينَ عَلَيهِ. وَإنَّما اجْتَنَبَهُ النّاسُ لِفَقْرِه وَضَعْفِه في ظاهِرِ أمْرِهِ لِجَهْلِهِمْ بِمالَهُ عِنْدَ رَبِّه- تَعالى ذِكْرُهُ- مِنَ التأييدِ وَالفَرَجِ ...»؛ «امام صادق عليه السلام از پدر خويش، امام باقر عليه السلام، روايت فرمود كه «ايوب پيامبر بىآنكه گناهى از او سر زند هفت سال مبتلا بود؛ و پيامبران معصيت نكنند، زيرا آنان در عصمت حقاند و از آلودگىها مبرا، و زشتى و فساد از ايشان سر نزند و گناه چه كوچك و چه بزرگ مرتكب نگردند." فرمود:" ايّوب پيامبر به دردهاى گوناگون مبتلا بود، اما بوى بد از او به مشام نمىرسيد؛ و نيز چهره وى زشت نگرديد؛ و هرگز از اندام او خون و چرك بيرون نزد؛ و كسى كه او را مىديد از او منزجر نمىگشت، و ديداركنندگان او از او بيزار نگشتند. و هرگز بدنش كرم نيفتاد. و خداوند با همه بلا رسيدگان از پيامبران و اولياى گراميش چنين رفتار كند. دورى مردم از ايّوب براى فقر و ضعف ظاهرى او بود، زيرا آنان نمىدانستند كه آن بزرگوار مورد توجه پروردگار خويش است و او را از سوى خداوند گشايشى است». (الخصال، ص ٣٩٩، باب السبعة، حديث ١٠٨؛ بحار الأنوار، ج ١٢، ص ٣٤٨، حديث ١٣)