موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٠ - فصل در بيان آنكه انسان عارف را دو نظر است
فرمودهاند بدين معنا [١]؛ پس رجاء او قوّت گيرد و اميدوار به رحمت حق گردد. كريمى كه كرامتهاى او به محض عنايت و رحمت است، و مالك الملوكى كه بىسابقه سؤال و استعداد به ما عناياتى فرموده كه تمام عقول از علم به شمهاى از آن عاجز و قاصر است، و عصيان اهل معصيت به مملكت وسيع او خللى وارد نكند و طاعت اهل طاعت در آن افزونى نياورد؛ بلكه هدايت آن ذات مقدس طرق طاعت را، و منع آن ذات اقدس از عصيان، براى عنايات كريمانه و بسط رحمت و نعمت است، و براى رسيدن به مقامات كمال و مدارج كماليه و تنزيه از نقص و زشتى و تشوّه است. پس، اگر برويم در درگاه عز و جلالش و پيشگاه رحمت و عنايتش و عرض كنيم: بار الها، ما را لباس هستى پوشانيدى و تمام وسايل حيات و راحت ما را فوق ادراك مدركين فراهم فرمودى و تمام طرق هدايت را به ما نمودى، تمام اين عنايات براى صلاح خود ما و بسط رحمت و نعمت بود، اكنون ما در دار كرامت تو و در پيشگاه عزّ و سلطنت تو آمديم با ذنوب ثقلين، در صورتى كه ذنوب مذنبين در دستگاه تو نقصانى وارد نكرده و بر مملكت تو خللى وارد نياورده؛ با يك مشت خاك كه در پيشگاه عظمت تو به چيزى و موجودى حساب نشود چه مىكنى جز رحمت و عنايت؟ آيا از درگاه تو جز اميد رحمتْ چيز ديگر متوقع است؟
پس، انسان هميشه بايد بين اين دو نظر متردد باشد: نه نظر از نقص خود و تقصير و قصور از قيام به عبوديت ببندد؛ و نه نظر از سعه رحمت و احاطه عنايت و شمول نعمت و الطاف حق- جلّ جلاله- بپوشد.
[١] در دعاى دوازدهم از صحيفه سجاديه، ص ٦٦ مىفرمايد: «إذْ جَميعُ إحْسَانِكَ تَفَضُّلٌ وَإذْ كُلّ نِعَمِكَابتداءٌ»؛ «زيرا كه همه احسانهاى تو تفضّل است، و همه نعمتهاى تو بىسابقه استحقاق است». و در دعاى سى و دوم صحيفه سجاديه، ص ١٧٣ مىفرمايد: «فَلَكَ الَحمدُ عَلى ابتدائِكَ بِالنِّعَمِ الجِسام»؛ «پس سپاس براى تو است كه نعمتهاى بزرگ را آغاز فرمودى». و در دعاى ابوحمزه از امام سجاد و دعاهاى ديگر مانند دعاى افتتاح و ... نظير اين مضمون وجود دارد.