موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٩ - تتميم در سرّ عبادت نبى مكرم صلى الله عليه و آله و الأئمّة المعصومين عليهم السلام
حق شكر او." گفت: درنگى نكرد تا آنكه آن مركوب آورده شد. پس فرمود:
" الحمدللَّه." قائلى عرض كرد:" فدايت شوم، آيا شما نگفتيد كه شكر خدا مىكنم حق شكر او را؟" فرمود:" آيا نشنيدى كه من گفتم: الحمدللَّه"».
از اين روايت معلوم شود كه حمد خداوند افضل افرادِ شكر لسانى است. و از آثار شكر زيادت نعمت است؛ چنانچه در كتاب كريم منصوص است: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ [١].
و در كافى شريف سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند، قَالَ:
«من أعطي الشكر أعطي الزيادة؛ يقول الله عز و جل:
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» [٢].
«كسى كه اداى شكر كند زيادت به او عنايت شود. خداوند عزَّ وجلَّ مىفرمايد:" اگر شكر نماييد زيادت كنم براى شما"».
تتميم در سرّ عبادت نبى مكرم صلى الله عليه و آله و الأئمّة المعصومين عليهم السلام
] بدانكه عايشه گمان كرده بود كه سرّ عبادات منحصر به خوف از عذاب يا محو سيّئات است؛ و تصور كرده بود كه عبادت نبى مكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، نيز مثل عبادت ساير مردم است؛ از اين جهت، مبادرت به اين اعتراض نمود كه چرا اينقدر خود را به زحمت مىاندازى. و اين گمان ناشى از جهل او به مقام عبادت و عبوديت بود؛ و از جهل به مقام نبوت و رسالت نمىدانست كه عبادت عبيد و اجَراء از ساحت مقدس آن سرور دور است، و عظمت پروردگار و شكر نعماى غير متناهيه او آرام و قرار را از آن حضرت بريده بود. بلكه عبادات اولياى خلّص نقشه تجليات بىپايان محبوب است؛ چنانچه در نماز معراج [٣] اشاره به آن شده. حضرات اوليا- عليهم السلام- با آنكه محو
[١] «اگر شكرگزار باشيد، هر آينه براى شما افزايش دهم». (إبراهيم (١٤): ٧)
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٩٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الشكر»، حديث ٨.
[٣] فى حديث صلاة المعراج: «... ثُمّ طَأطِئ يَدَيْكَ وَاجْعَلْها عَلَى رُكَبَتَيْكَ، فَانْظُرْ إلى عَرْشي. قالَ رَسُولُاللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: فَنَظَرْتُ إلى عَظَمَةٍ ذَهَبَتْ لَها نَفْسي وَغُشِيَ عَلَيّ، فَالْهِمَتْ أنْ قُلْتُ: «سُبْحانَ رَبِّي الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ» لِعِظَمِ مَا رَأيْتُ. فَلَمّا قُلْتُ ذلِكَ، تَجَلّىَ الغَشيُ عَنّي حَتّى قُلْتُها سَبْعاً»؛ «در حديث نماز معراج آمده است: ... سپس دستهايت را فرود آر و بر زانوهايت بگذار، پس به عرشم بنگر. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت: پس عظمتى را نگريستم كه جانم از آن به در رفت و مدهوش شدم. پس، از عظمت آنچه ديده بودم به دلم آمد كه بگويم: سُبحان ربي العظيم و بحمده. پس چون آن را گفتم از بيهوشى باز آمدم، تا آنكه آن را هفت بار بر زبان راندم». (علل الشرائع، ص ٣١٥- ٣١٦، باب ١، حديث ١؛ ر. ك: سرّ الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ١٢٩ و ١٣٩- ١٤٠)