موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٢ - فصل در حقيقت شكر است
- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود: اين سوره خبر موت من است [١] وَاللَّه الْعالِمُ.
فصل در حقيقت شكر است
بدانكه «شكر» عبارت است از قدردانى نعمت مُنعم. و آثار اينقدردانى در قلب بهطورى بروز كند؛ و در زبان بهطورى؛ و در افعال و اعمال قالبيه بهطورى. اما در قلب، آثارش از قبيل خضوع و خشوع و محبت و خشيت و امثال آن است. و در زبان، ثنا و مدح و حمد. و در جوارح، اطاعت و استعمال جوارح در رضاى منعم، و امثال اين است.
و از راغب [٢] منقول است كه «شكر» تصور نعمت و اظهار آن است. و گفته شده كه آن مقلوب «كَشْر» به معنى «كَشْف» است. و ضدّ آن «كفر» است و آن نسيان نعمت و سَتر آن است. و دابّه شكور آن است كه به چاقىِ خود اظهار نعمت صاحب خود كند. و گفته شده: اصل آن از «عَيْنٌ شَكْرى» يعنى مُمْتَلِئة و پر شده است. و بنابراين «شكر» عبارت از پر شدن از ذكر منعم است. و شكر بر سه قسم است: «شكر قلب؛ و آن تصور نعمت است. و شكر به زبان؛ و آن ثناى بر منعم است. و شكر به ساير اعضا؛ و آن مكافات نعمت است به قدر استحقاق آن» [٣].
و عارف محقق، خواجه انصارى، فرمايد: «شكر اسمى است براى معرفت نعمت، زيرا كه آن طريق معرفت منعم است» [٤]. و شارح محقق گويد: «تصور نعمت از منعم و معرفتِ اينكه آن نعمتِ اوست عين شكر است. چنانچه از حضرت داود- عليه السلام-
[١] تفسير القمّي، ج ٢، ص ٤٤٧؛ تفسير فرات الكوفي، ص ٦١٤، حديث ٧٧١؛ مجمع البيان، ج ١٠، ص ٨٤٤.
[٢] حسين بن محمد بن مفضّل، معروف به راغب اصفهانى، (متوفى ٥٠٢ يا ٥٦٥ ق) در لغت و شعر و كلام وعلوم قرآنى متبحّر بود. آثار فراوانى دارد از جمله آن است: المفردات في غريب القرآن، الذريعة إلى مكارم الشريعة، مقدّمة التفسير للقرآن، تحقيق البيان في تأويل القرآن.
[٣] مفردات ألفاظ القرآن، ص ٤٦١، ذيل «شكر»؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٤٥.
[٤] منازل السائرين، ص ٧٢، باب الشكر.