موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩٣ - فصل در بيان مراد از «اعْرِفُوا اللَّه باللَّه»
آيات شريفه بقوله: هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ [١] و بقوله: كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ [٢] الى غير ذلك، حق را بشناسد، حق را به حق شناخته [٣].
پنجم، احتمالى است كه به نظر نويسنده رسيده است. و آن معلوم شود پس از تذكر يك مقدمه كه در علم اسماء و صفات مقرر است. و آن اين است كه از براى ذات مقدس حق- جلّ و علا- اعتباراتى است كه براى هر اعتبارى اصطلاحى مقرر شده:
يكى، اعتبار ذات من حيث هى، كه به حسب اين اعتبار ذات مجهول مطلق و هيچ اسم و رسمى از براى او نيست، و دست آمال عرفا و آرزوى اصحاب قلوب و اوليا از آن كوتاه است. و گاهى از آن در لسان ارباب معرفت به «عنقاى مُغرِب» تعبير شده: «عنقا شكار كس نشود دام باز گير» [٤]. و گاهى تعبير به «عَماء» يا «عَمى» شده: رُويَ أَنَّهُ قيلَ لِلنَّبِيِّ، صلّى اللَّه عليه وآله: أَيْنَ كانَ رَبُّكَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ؟ قالَ: «
في عماء» [٥]
. و گاهى تعبير به «غيب الغيوب» و «غيب مطلق» و غير اينها شده است. گرچه تمام تعبيرات از آن كوتاه است، و «عنقا» و «عماء» و ديگر تعبيرات به حسب ذوق عرفانى، مطابق با ضربى از برهان، راجع به اين مقام نيست.
و اعتبار ديگر، اعتبار ذات است به مقام تعيّن غيبى و عدم ظهور مطلق. كه اين مقام را «احديّت» گويند. و اكثر آن تعبيرات با اين مقام سازش دارد. و در اين مقام اعتبار اسماء ذاتيه، به حسب اصطلاح علماى اسماء، شود؛ مثل «باطن» مطلق و «اوّل» مطلق و «علىّ» و «عظيم». چنانچه از روايت كافى استفاده شود كه اوّل اسمى كه حق براى خود
[١] «هر جا كه باشيد او با شماست». (الحديد (٥٧): ٤)
[٢] «جز ذات او همه چيز نابود شونده است». (القصص (٢٨): ٨٨)
[٣] الوافي، ج ١، ص ٣٣٨- ٣٣٩.
[٤] مصرع دوم آن: «كانجا هميشه باد به دست است دام را». (ديوان حافظ، ص ٧٦، غزل ٩)
[٥] «روايت شده كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند؛" پروردگار تو پيش از آنكه آفريدگان را بيافريند كجا بود" فرمود:" در ابرى"». (عوالي اللآلي، ج ١، ص ٥٤؛ المسند، أحمد بن حنبل، ج ١٢، ص ٤٨٥، رقم ١٦١٤٤؛ ور. ك: الفتوحات المكّية، ج ٢، ص ٦٣؛ اصطلاحات الصوفية، ص ١٣١؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ١١٨، ٢٩٥ و ٧٣١)