موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٤ - فصل در بيان آنكه ذكر تام آن است كه حكمش به تمام مملكت سرايت كند
فصل در بيان آنكه ذكر تام آن است كه حكمش به تمام مملكت سرايت كند
گرچه ذكر حق و تذكر از آن ذات مقدس از صفات قلب است و اگر قلب متذكر شد تمام فوايدى كه براى ذكر است بر آن مترتب مىشود، ولى بهتر آن است كه ذكر قلبى متعقّب به ذكر لسانى نيز گردد.
اكمل و افضل تمام مراتب ذكر آن است كه در نشئات مراتب انسانيه سارى باشد و حكمش به ظاهر و باطن و سرّ و علن جارى شود؛ پس، در سرّ وجودْ حق- جلّ و علا- مشهود باشد و صورت باطنيه قلب و روح صورت تذكر محبوب باشد، و اعمال قلبيه و قالبيه تذكرى باشد، و اقاليم سبعه ظاهريه و ممالك باطنيه مفتوح به ذكر حق و مسخر به تذكر جميل مطلق باشند. بلكه اگر حقيقت ذكرْ صورت باطنى قلب شد و فتح مملكت قلب به دست آن گرديد، حكمش در ساير ممالك و اقاليم سرايت مىكند: حركات و سكنات چشم و زبان و دست و پا و اعمال ساير قوا و اعضا با ذكر حق انجام گيرند و برخلاف وظايف انجام امرى ندهند؛ پس حركات و سكنات آنها مفتوح و مختوم به ذكر حق شود؛ و بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها [١] در تمام ممالك نفوذ كند، و در نتيجه متحقق به حقيقت اسماء و صفات شود، بلكه صورت اسم اللَّه اعظم و مظهر آن گردد. و اين غاية القصواى كمال انسانى و منتهى الآمال اهلاللَّه است. و به هر مرتبه كه از اين مقام نقصان حاصل شود و نفوذ ذكر كم شود، كمال انسانى به همان اندازه ناقص گردد؛ و نقصان ظاهر و باطن هر يك به ديگرى سرايت كند؛ زيرا كه نشئات وجود انسانى با هم مرتبط و از هم متأثرند. و از اينجا معلوم مىشود كه ذكر نطقى و زبانى، كه از تمام مراتب ذكر نازلتر است، نيز مفيد فايده است؛ زيرا كه اوّلًا: زبان در اين ذكر به وظيفه خود قيام كرده، گرچه قالب بيروحى باشد. و ثانياً: اينكه ممكن است اين تذكر پس از مداومت و قيام به شرايط آن، اسباب باز شدن زبان قلب نيز شود.
[١] « (و گفت: سوار شويد در آن كشتى) بهنام خدا در وقت راندنش و هنگام توقفش». (هود (١١): ٤١)