موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤١ - فصل در بيان جمع اخبارى كه حَثّ بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كه صورتاً مخالف با آن است
نفسانيه و خيالات شيطانيه او باشد، اقبال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آنكه فحص از مغزاى آن نمايد يا به مقابلات و معارضات آن نظر نمايد.
بيچاره گمان مىكند به مجرد دعوى تشيع و حب اهل بيت طهارت و عصمت جواز ارتكاب هر محرّمى را خداى نخواسته دارد و قلم تكليف، نعوذ باللَّه، از او برداشته شده! بدبخت نمىداند كه شيطان بر او تعميه كرده؛ و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بىمغز بىفايده نيز از دستش برود و با كف تهى در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوى محبت كسى [كه] بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست. ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و بر خلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبتْ ثمره و نتيجهاش عمل بر طبق آن است؛ و اگر اين ثمره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده، خيال محبت بوده.
پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او- صلوات اللَّه عليهم- تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آنها نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هر قتل و غارت و ذلت و اهانتى را در راه اين مقصد شريف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند؛ پس محبّ و شيعه آنها كسى است كه در مقاصد آنها با آنها شركت كند و پيروى از آثار و اخبار آنها كند. اينكه در اخبار شريفه [١] اقرار به لسان و عمل به اركان را از مقوّمات ايمان شمرده بيان يك سرّ طبيعى و سنّة اللَّه جاريه است؛ چونكه حقيقت ايمان ملازم با اظهار و عمل است. عاشق در جبلّه طبيعيه اوست اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ايمان و محبت خدا و اولياى او.
[اگر] عمل نكرد مؤمن نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بىمغز و معنا نيز با جزئى حوادث، و فى الجمله فشار، از بين مىرود و صفر اليد به دار جزاى اعمال منتقل شود.
[١] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٢٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب أنّ الإسلام قبل الإيمان»، حديث ١؛ نهج البلاغة، ص ٥٠٨، حكمت ٢٢٧؛ الأمالي، طوسى، ص ٤٤٨، مجلس ١٦، حديث ٧.