موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٩ - فصل در بيان آنكه فرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند
حقيقت و سالكين طريق رضاى الهى از اولاد روحانى آدم صفى- سلام اللَّه عليه- كه مسجود ملائكه و مُطاع تمام دايره وجود [بود]، هستند؛ و جميع ملائكة اللَّه عنايت به او دارند و به تأييد و تربيت او مأمورند. و چون اين مُلكىِ ملكوتى شده و اين ارضىِ سمائى شده، قدم بر جَناح ملائكه گذاشته است، كه اگر چشم بصيرت ملكوتى و مثالى باز شود، مىبيند كه بر جناح ملائكه قرار گرفته و با تأييدات آنها طى طريق مىنمايند. اين راجع به آنها كه از مُلكْ سفر به ملكوت كردند، گرچه باز در طريق هستند.
و اما آنها كه ملكى هستند و باز به ملكوت وارد نشدهاند، ممكن است ملكوتيين به تأييد آنها مشغول شده و براى تواضع آنها پرهاى خود را فرش آنها قرار دهند براى خشنودى از آنها و عمل آنها؛ چنانچه در اين حديث شريف و در حديث عَوالي اللّئالي اشاره به آن فرموده. فيه عن المقداد، رضي اللَّه عنه، أنَّهَ قالَ سَمِعْتُ رَسولَ اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- يقول: «
إن الملائكة لتضع أجنحتها لطالب العلم حتى يطأ عليها رضا به» [١]
. «مقداد- عليه الرّحمة- گويد شنيدم پيغمبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- مىفرمود: همانا فرشتگان پرهاى خود را مىگذارند براى طالب علم تا آنكه بر آنها قدم نهد از جهت رضايت به او».
پس، معلوم شد كه اوّل قدم الى اللَّه و الى مرضاته، قدم به دوش ملائكه و جلوس بر جناح آنان است. و تا آخر مراتب تحصيل و حصول علم و معارف اين فرش و افتراش موجود است، منتها مراتب فرق مىكند؛ و ملائكه و مؤيدين اين سالِك طريقِ علم عوض شوند تا كار سالك به جايى رسد كه قدم از فرق ملائكه مقربين بردارد و عوالمى طى كند و مدارجى بپيمايد كه ملائكه مقرّبين در آنجا راه نيابند و جبرئيل امينِ وحى اعتراف به عجز كند و گويد:
«لو دنوت أنملة لا حترقت» [٢].
و پس از اينكه اين مطلب غير مصادم با برهان، بلكه موافق با آن، است، داعى به
[١] عوالي اللآلي، ج ١، ص ١٠٦، حديث ٤٤.
[٢] «اگر به اندازه بند انگشتى نزديك شوم، خواهم سوخت». (مناقب آل أبي طالب عليه السلام، ج ١، ص ٢٢٩؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٨٢، حديث ٨٦)