موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٢ - فصل نشانههاى صاحبان استطالت و ترفع و جاهطلبى و خديعت
و ببايد دانست كه مشكلترين امور و سختترين چيزها ديندارى است در لباس اهل علم و زهد و تقوى، و حفظ قلب نمودن است در اين طريقه. و از اين جهت است كه اگر كسى در اين طبقه به وظايف خود عمل كند و با اخلاص نيّت وارد اين مرحله شود و گليم خود را از آب بيرون كشد و پس از اصلاح خود به اصلاح ديگران پردازد و نگهدارى از ايتام آل رسول نمايد، چنين شخصى از زمره مقربين و سابقين به شمار آيد. چنانچه حضرت صادق- عليه السلام- در خصوص چهار نفر حواريّين حضرت باقر- عليه السلام- چنين تعبير فرمود. و در وسائل از رجال كشّى سند به أبي عُبَيْدة الحَذّاء رساند، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّه- عليه السلام- يَقُولُ: «
زرارة، ومحمد بن مسلم، و أبو بصير، وبريد، من الذين قال الله تعالى:
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ^ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» [١].
و احاديث در اين مقوله بسيار است و فضيلت اهل علم بيش از آن است كه در حوصله بيان آيد. و كفايت مىكند درباره آنها حديث منقول از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله: «
من جاءه الموت و هو يطلب العلم ليحيي به الإسلام، كان بينه و بين الأنبياء درجة واحدة في الجنة» [٢]
. «كسى كه بيايد او را مرگ در صورتى كه طلب كند علم براى زنده كردن اسلام، در بهشت مقام او با مقام پيغمبران يك درجه بيش فاصله ندارد».
و پس از اين- ان شاء اللَّه- ذكرى از فضيلت آنان پيش مىآيد. و اگر خداى نخواسته از طريق خلوص بركنار شد و راه باطلِ پيش گرفت از علماء سوء، كه بدترين خلق اللَّه هستند و درباره آنها احاديث سخت و تعبيرات غريب وارد شده است، به شمار آيد. و بايد اهل علم و طلابِ اين راه پر خطر اوّل چيزى را كه در نظر گيرند اين باشد كه اصلاح خود كنند در خلال تحصيل. و آن را حتى الامكان بر جميع امور مقدم شمارند كه از تمام واجبات عقليه و فرائض شرعيه واجبتر و سختتر همين امر است.
[١] «گفت از حضرت ابوعبداللَّه عليه السلام شنيدم مىفرمود: زراره و محمد بن مسلم و ابوبصير و بريد از آنان هستند كه خداوند تعالى درباره ايشان فرموده است:" پيشىگيرندگان پيشىگيرنده، آناناند مقرّبان درگاه الهى"». اختيار معرفة الرجال (رجال كشّى)، ص ١٣٦، حديث ٢١٨؛ وسائل الشيعة، ج ٢٧، ص ١٤٤، «كتاب القضاء»، «أبواب صفات القاضي»، باب ٢٢، حديث ٢٢.
[٢] منية المريد، ص ١٠٠؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ١٨٤، حديث ٩٧.