موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - فصل در تعريف غيبت است
دردى كه گوشت را مىخورد. و اوّلى مناسبتر با لغت است».
در هر حال، مقصود آن است كه همانطور كه اين مرض وقتى پيدا شد در عضو، خصوصاً اعضاى لطيفه مثل باطن. آن را به زودى مىخورد و فانى مىكند، غيبتْ دين انسان را از آن سريعتر مىخورد و فاسد و فانى مىكند.
و
«ما لم يحدث»
از باب افعال است. و ضمير مستتر در آن راجع به «جالس» مستفاد از «جلوس» مذكور است. و «اغتياب» منصوب است، و مفعول فعل مقدَّر مفهوم از كلام سائل است. و در بعضى نسخ به جاى «ما يُحدِث» «ما الحدث» است؛ بنابراين، «اغتياب» مرفوع است بنابر خبريّت.
فصل در تعريف غيبت است
بدانكه فقها- رضوان اللَّه عليهم اجمعين- از براى «غيبت» تعريفهاى بسيارى كردند كه بيان آنها و مناقشه در طرد و عكس هر يك خارج از وظيفه اين اوراق است مگر بهطور اجمال [١].
شيخ محقق سعيد شهيد در كشف الريبة مىفرمايد: از براى آن دو تعريف است: اوّل:
و آن مشهور بين فقهاست-: «هُوَ ذِكْرُ الإِنْسانِ حالَ غَيْبَتِهِ بِما يَكْرَهُ نِسْبَتَهُ إلَيْهِ، مِمّا يُعَدُّ نُقْصاناً فِي العُرْفِ بِقَصْدِ الانْتقاصِ وَالذَّمِّ». وَالثاني: «التَّنْبيهُ عَلى مَا يَكْرَهُ نِسْبَتَهُ إلَيْهِ ...» [٢] إلى آخره.
حاصل معنى آن است كه «غيبتْ عبارت است از ذكر كردن انسان را در حال غايب بودنش به چيزى كه خوش آيند نيست نسبت دادن آن را به سوى او، از چيزهايى كه پيش عرف مردم نقصان است، به قصد انتقاص و مذمت او».
و حاصل معنى دوم آن است كه «آن عبارت است از آگاهى دادن بر چيزى كه چنين باشد».
[١] ر. ك: المكاسب المحرّمة، امام خمينى قدس سره، ج ١، ص ٤٢٦، تعريف الغيبة.
[٢]. المصنّفات الأربعة، كشف الريبة، ص ٢٩.