موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٢ - فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
اسباب و مسبباتى، و اگر راستى عالِم به صور برزخيه و احوال بهشت و دوزخى، بايد آرام نداشته باشى و تمام اوقات خود را صرف تعمير عالَم باقى نمايى و از اين عالم و مشتهيات آن فرار كنى.
تو مىدانى كه چه مصيبتها در پيش است و چه ظلمتها و عذابهاى طاقتفرسايى در جلو است، پس چرا از حجاب الفاظ و مفاهيم قدمىبيرون نگذاشتى و ادله و براهين حكميه در دلت به قدر بال مگسى تأثير نكرده؟ پس با اين حال بدانكه از زمره مؤمنين و حكما خارج و در صف منافقان محشورى. و واى به حال كسى كه صرف عمر و همت در علوم مابعدالطبيعه كرده و سكر طبيعت نگذاشت لااقل يكى از حقايق در قلب او وارد شود.
اى مدعى معرفت و جذبه و سلوك و محبت و فنا، تو اگر براستى اهل اللَّه و از اصحاب قلوب و اهل سابقه حُسنايى، هَنيئاً لَكَ؛ ولى اينقدر شطحيات و تلوينات و دعوىهاى جزاف، كه از حب نفس و وسوسه شيطان كشف مىكند، مخالف با محبت و جذبه است: «
إن أوليائي تحت قبابي لا يعرفهم غيري» [١]
. تو اگر از اولياى حق و محبين و مجذوبينى، خداوند مىداند؛ به مردم اينقدر اظهار مقام و مرتبت مكن، و اينقدر قلوب ضعيفه بندگان خدا را از خالق خود به مخلوق متوجه مكن و خانه خدا را غصب مكن.
بدانكه اين بندگان خدا عزيزند و قلوب آنها پرقيمت است؛ بايد صرف محبت خدا شود؛ اينقدر با خانه خدا بازى مكن و به ناموس او دست درازى مكن: فإِنَّ لِلْبَيْتِ رَبّاً [٢]. پس اگر در دعوى خود صادق نيستى، در زمره دورويان و اهل نفاقى. بگذرم، و بيش از اين طول كلام سزاوار من روسياه نيست.
اى نفس لئيم نويسنده كه اظهار مىكنى بايد فكرى براى روز سياه كرد و از اين بدبختى بايد خود را نجات داد، اگر راست مىگويى و قلبت با زبانت همراه است و سرّ و علنت موافق است، چرا اينقدر غافلى و قلبت سياه و شهوات نفسانيه بر تو غالب است و
[١] «همانا اولياى من زير قبّههاى منند، جز من كسى آنان را نمىشناسد». (إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٥١٦)
[٢] «همانا اين خانه صاحبى دارد». سخن عبدالمطلب در جواب ابرهه كه براى تخريب خانه كعبه آمده بود. (بحار الأنوار، ج ١٥، ص ١٤٥، «تاريخ نبيّنا»، باب ١، حديث ٧٨؛ السيرة النبوية، ابن هشام، ج ١، ص ٥١)