موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩١ - فصل در تفسير «طه» و بيان كثرت عبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله
وَعَنِ الصَّدوقِ في مَعانِي الأخْبارِ بِإسْنادِهِ عَنْ سُفْيانَ الثَّوْريِ، عَنِ الصّادِقِ- عليه السلام- في حَديثٍ طَويلٍ قالَ فيه: «
وأما
طه
فاسم من أسماء النبي- صلى الله عليه و آله- ومعناه: يا طالب الحق الهادي إليه» [١].
از حضرت نقل نموده كه طه اسمى است از اسمهاى پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- و معناى آن اين است كه: اى جوينده حق و هدايت كننده به سوى آن».
و از ابن عبّاس [٢] و بعضى ديگر منقول است كه طه يعنى اى مرد [٣].
و از بعض عامه منقول است كه «طاء» اشاره است به طهارت قلب آن بزرگوار از غير خدا؛ و «هاء» اشاره است به هدايت شدن قلب آن سرور به سوى خدا [٤].
و گفته شده «طاء» طرب اهل بهشت است؛ و «هاء» هَوان اهل جهنم است [٥].
و طبرسى [٦]- رحمه اللَّه- گفته: «از حسن منقول است كه قرائت نموده: «طه»، به فتح طاء و سكون هاء. اگر اين قرائت صحيح باشد از او، پس اصل او «طأ» بوده، همزه بدل به «هاء» شده و معنى چنين است: طَإ الأرْضَ بِقَدَمَيْكَ جَميعاً»- انتهى [٧].
بالجمله، در حروف مقطّعه اوائل سُوَر اختلاف شديد است؛ و آنچه بيشتر موافق
[١] معاني الأخبار، ص ٢٢، حديث ١؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٥١.
[٢] عبداللَّه بن عباس در كودكى ملازم و مصاحب پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده است و از ياران امير المؤمنين عليه السلام مىباشد او را به القابى همچون «ترجمان القرآن»، «فارس القرآن»، «صبرالامّة»، «رئيس المفسّرين»، «شيخ المفسّرين» ستودهاند. مفسران مشهور قرآن از تابعين از شاگردان او مىباشند.
[٣] مجمع البيان، ج ٧، ص ٥؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٥١.
[٤] لطائف الإشارات، ج ٢، ص ٤٤٥؛ تفسير عرائس البيان في حقائق القرآن، ج ٢، ص ٤٧٣؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٥١.
[٥] الكشف و البيان عن تفسير القرآن (تفسير الثعلبي)، ج ٦، ص ٢٣٧؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٥١.
[٦] ابوعلى فضل بن حسن بن فضل طبرسى (٥٤٨ يا ٥٥٢- ٤٧٢) مفسر و فقيه بزرگ قرن ششم كه از شيخابوعلى، فرزند شيخ طوسى، و ديگران روايت كرده است و گروهى از بزرگان از درس او بهره بردهاند، مثل ابونصر حسن بن فضل صاحب مكارم الأخلاق، محمد بن على ابن شهر آشوب، شيخ منتجبالدين صاحب الفهرست و قطب راوندى و تنى چند از بزرگان. چند تفسير مشهور دارد كه مجمع البيان مشهورترين آنهاست. از آثار اوست: جوامع الجامع در تفسير، اعلام الورى، تاج المواليد.
[٧] «زمين را زير پاى خود بگذار». (مجمع البيان، ج ٧، ص ٤؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٥١)