موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧١ - فصل در عصبيتهاى اهل علم است
فصل در عصبيتهاى اهل علم است
يكى از عصبيتهاى جاهليت ايستادگى در مطالب علميه است و حمايت كردن از حرفى است كه از خودش يا معلمش يا شيخش صادر شده، نه براى اظهار حق و ابطال باطل. معلوم است اين عصبيت از جهاتى زشتتر و از حيثياتى نارواتر است از ساير عصبيتها: يكى از جهت متعصّب؛ زيرا كه اهل علم، كه بايد مربى بنى نوع بشر باشد و شاخه شجره نبوت و ولايت است و به وخامت امور مطّلع و عواقب اخلاق فاسده را مىداند، اگر خداى نخواسته خود عصبيت جاهليت داشته باشد و متصف به صفات رذيله شيطانيه باشد، حجت بر او تمامتر و مورد مؤاخذه بيشتر واقع گردد.
كسى كه خود را معرفى كند به اينكه چراغ هدايت مردم و شمع محفل انس و راهنماى سعادت و معرِّف طرق آخرت است، اگر خداى نخواسته عامل به قول خود نباشد و باطنش با ظاهر مخالف باشد، در زمره اهل ريا و نفاق به حساب آيد و از علماى سوء و عالم بلاعمل است كه جزاى آن بزرگتر و عذاب آن اليمتر است؛ و مثل آنها را در قرآن كريم ذكر فرموده: بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ [١].
پس، بر اهل علم خيلى لازم است كه اين مقامات را حفظ كنند و خود را كاملًا از اين مفاسد پاك كنند تا هم اصلاح آنها شود و هم اصلاح جامعه را كرده وعظ آنها مؤثر گردد و پند آنها در قلوب موقعيت پيدا كند.
فسادِ عالِم موجب فساد امت شود، و معلوم است فسادى كه ماده فسادهاى ديگر شود و خطيئهاى كه خطيئات ديگر زايد، بالاتر و بزرگتر است پيش ولىّ النعم از فساد جزئى غير متعدى.
[١] «چه بد است مثل گروهى كه آيات خدا را دروغ پنداشتند و خداوند گروه ستمگران را راهنمايى نخواهد كرد». (الجمعة (٦٢): ٥)