موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است
معرفت به مقام ولايت على، عليه السلام! به مقام على بن ابى طالب قسم كه اگر ملائكه مقرّبين و انبياء مرسلين- غير از رسول خاتم كه مولاى على و غير اوست- بخواهند يك تكبير او را بگويند نتوانند. حالِ قلب آنها را جز خود آنها نمىداند كسى.
اى عزيز، اينقدر لاف خدا مزن! اينقدر دعوى حب خدا مكن. اى عارف، اى صوفى، اى حكيم، اى مجاهد، اى مرتاض، اى فقيه، اى مؤمن، اى مقدّس، اى بيچارههاى گرفتار، اى بدبختهاى دچار مكايد نفس و هواى آن، اى بيچارههاى گرفتار آمال و امانى و حب نفس- همه بيچاره هستيد! همه از خلوص و خداخواهى فرسنگها دوريد. اينقدر حسن ظنّ به خودتان نداشته باشيد. اينقدر عشوه و تدلّل نكنيد. از قلوب خود بپرسيد ببينيد خدا را مىجويد يا خودخواه است؟ موحد است و يكى طلب، يا مشرك است؟ پس اين عجبها يعنى چه؟ اينقدر به عمل باليدن چه معنا دارد؟- عملى كه فرضاً تمام اجزاء و شرايطش درست باشد و خالى از ريا و شرك و عجب و ساير مفسدات باشد، قيمتش رسيدن به شهوات بطن و فرج است چه قابليتى دارد كه اينقدر تحويل ملائكه مىدهيد؟
اين اعمال را بايد مستور از چشمها داشت. اين اعمال از قبايح و فجايع است! بايد انسان از آنها خجلت بكشد و ستر آنها كند.
خداوندا به تو پناه مىبريم ما بيچارهها از شرّ شيطان و نفس اماره. تو خودت ما را از مكايد آنها حفظ فرما بحق محمد و آله صلّى اللَّه عليهم.