موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤ - فصل در موازنه است
اسودت، وهي سوداء مظلمة. فلو أن حلقة من السلسلة التي طولها سبعون ذراعا وضعت على الدنيا، لذابت الدنيا من حرها، ولو أن قطرة من الزقوم و الضريع قطرت في شراب أهل الدنيا، مات أهل الدنيا من نتنها. قال: فبكى رسول الله- صلى الله عليه و آله- وبكى جبرئيل؛ فبعث الله إليهما ملكا، فقال: إن ربكما يقرئكما السلام و يقول: إني قد أمنتكما من أن تذنبا ذنبا اعذبكما عليه» [١]
انتهى.
حاصل ترجمه حديث شريف اين است كه «در بين اينكه روزى رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- نشسته بود جبرئيل آمد در خدمتش، در صورتى كه افسرده و محزون بود و رنگش متغير بود. پيغمبر فرمود:" اى جبرئيل چرا تو را افسرده و محزون مىبينم؟" گفت:" اى محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- چرا چنين نباشم در صورتى كه امروز گذاشته شد دَمهاى جهنّم". پيغمبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- گفت:" چه چيز است دمهاى جهنّم؟" عرض كرد:" همانا خداى تعالى امر فرمود به آتش، برافروخته شد هزار سال تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سفيد شد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سياه شد و آن سياه و تاريك است.
پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هفتاد ذراع است گذاشته شود بر دنيا، هر آينه آب مىشود دنيا از حرارت آن. و اگر قطرهاى از زقّوم و ضريع آن بچكد در آبهاى اهل دنيا، همه مىميرند از گَند آن." پس گريه كرد رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- و جبرئيل گريان شد. پس خداى تعالى فرستاد به سوى آنها فرشته [اى]. عرض كرد:
" خداى شما سلام مىرساند به شما و مىفرمايد من ايمن كردم شما دو تن را از اينكه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن"».
اى عزيز، امثال اين حديث شريف بسيار است؛ و وجود جهنّم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است، و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب در همين عالم نمونه آن را ديدهاند. درست تصور و تدبّر كن در مضمون اين حديث كمرشكن، آيا اگر احتمال صحت هم بدهى، نبايد مثل ديوانهها سر به بيابان بگذارى؟
[١] علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٣٢.