موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣٣ - فصل در بيان جمع اخبارى كه حَثّ بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كه صورتاً مخالف با آن است
وَبِإسْنادِهِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ- عليه السلام- قَالَ: قَالَ لِي: «
يا جابر، أ يكتفي من ينتحل التشيع أن يقول بحبنا أهل البيت؟ فوالله، ما شيعتنا إلا من اتقى الله و أطاعه».
إلى أَنْ قَالَ:
«فاتقوا الله و اعملوا لما عند الله؛ ليس بين الله و لابين أحد قرابة؛ أحب العباد إلى الله تعالى و أكرمهم عليه أتقاهم و أعمالهم بطاعته. يا جابر، والله، ما يتقرب إلى الله تعالى إلا بالطاعة. ما معنا براءة من النار و لا على الله لأحد من حجة. من كان لله مطيعا، فهو لنا و لي؛ و من كان لله عاصيا، فهو لنا عدو. وما تنال و لا يتنا إلا بالعمل و الورع» [١].
فرمود: «اى جابر، آيا كفايت مىكند كسى را كه مدعى تشيع است اينكه دعوى كند دوستى ما اهل بيت را؟ به خدا قسم كه شيعه ما نيست مگر كسى كه از خدا بترسد و اطاعت او كند». تا آنكه فرمود: «بترسيد از خدا و عمل كنيد براى آنچه پيش خداوند است. (يعنى از ثوابها). نيست ميانه خدا و كسى خويشاوندى؛ و دوستترين بندگان پيش خداى تعالى و اكرم آنها بر او پرهيزگارتر آنها و عمل كنندهتر از آنهاست به فرمايشات او. اى جابر، به خدا قسم كه تقرب به خداوند تعالى حاصل نشود مگر به اطاعت. نيست با ما آزادى از آتش؛ و نيست براى كسى حجت بر خداوند. كسى كه مطيع خداوند است، او دوست ماست؛ و كسى كه عصيان خداوند كند، او دشمن ماست. و ولايت ما نيل نشود مگر به عمل و پرهيزگارى».
و هم در كافى شريف سند به حضرت باقر العلوم- عليه السلام- رساند كه فرمود:
«اى جماعت شيعيان آل محمد- صلّى اللَّه عليه و آله- شماها در حد وسط باشيد كه غاليان به شما رجوع كنند، و تاليان به شما ملحق شوند». يكى از انصار كه اسمش سعد بود عرض كرد: «فدايت شوم، غالى چيست؟» فرمود: «قومى هستند كه درباره ما چيزهايى گويند كه ما درباره خود نگوييم؛ پس آنها از ما نيستند و ما از آنها نيستيم».
عرض كرد: «تالى چيست؟» فرمود: «كسى است كه طالب هدايت است، و طريق آن را نمىداند و مىخواهد كه خير به او برسد و عمل كند». پس از آن رو به شيعيان فرمود و
(١)- الكافي، ج ٢، ص ٧٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الطاعة و التقوى»، حديث ٣؛ و ر. ك: الوافي، ج ٤، ص ١٧٣، حديث ٣٧. (در تمام مصادر چاپى موجود «ليس بين اللَّه وبين أحد قرابة» آمده است).