موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣٥ - فصل در بيان جمع اخبارى كه حَثّ بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كه صورتاً مخالف با آن است
و هم در روايت جابر متقدم است كه فرمود حضرت باقر العلوم عليه السلام: «اى جابر، مذاهب باطله و رأىهاى فاسده تو را گول نزند كه گمان كنى حبّ على- عليه السلام- تو را بس است. آيا كفايت مىكند براى مرد كه بگويد: من دوست مىدارم على- عليه السلام- را و داراى ولايت او هستم، و مع ذلك فعّال و داراى كثرت عمل نباشد؟
اگر بگويد: من رسول خدا را دوست مىدارم (با آنكه رسول خدا از على بهتر است) پس از آن متابعت سيره او نكند و عمل به سنّت او ننمايد، از حب او نفعى براى او حاصل نشود» [١].
و در حكايت معروف طاووس است كه ديد صداى ناله و تضرع و زارى مىآيد، تا آنكه صاحب آن ناله خاموش شد و گويى غشوهاى براى او دست داد. چون به بالين او آمد، ديد جناب على بن الحسين- عليهما السلام- است! سر آن بزرگوار را به دامن گرفت و كلماتى مشتمل بر آنكه تو فرزند رسول خدا و جگر گوشه فاطمه زهرايى، و بالاخره بهشت از شماست، عرض كرد. آن سرور فرمود: «خداوند بهشت را خلق فرموده از براى كسى كه عبادت و اطاعت او كند، اگر چه غلام حبشى باشد؛ و آتش را خلق فرموده براى كسى كه معصيت او كند، گرچه اولاد قريش باد» (يا سيّد قريش باشد) [٢].
اين است چند حديث از احاديث شريفه صريحه به اينكه اين اشتهاى كاذبه كه ما اهل دنيا و معصيت داريم غلط و باطل است، و از هوسهاى شيطانى و مخالف با عقل و نقل است.
و ضميمه نما به آن آيات شريفه قرآنيه را، مثل قول خداى تعالى: كُلُّ نَفْسٍ بِما
[١] فقال: «يا جابر لا تذهبن بك المذاهب. حسب الرجل أن يقول: أحب عليا و أتولاه. ثم لا يكون مع ذلك فعالا؟ فلو قال: إني أحب رسول الله- فرسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خير من علي عليه السلام- ثم لا يتبع سيرته و لا يعمل بسنته، ما نفعه حبه إياه شيئا». (الكافي، ج ٢، ص ٧٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الطاعة و التقوى»، حديث ٣)
[٢] مناقب آل أبي طالب، ج ٤، ص ١٦٤؛ بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ٨١- ٨٢، «تاريخ علي بن الحسين عليه السلام»، باب ٥، حديث ٧٥.