موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٤ - فصل سفر پر خطر آخرت و ضرورت زاد و راحله
الشأن شاهآبادى- دام ظلّه- بيان فرمودند، ده بيت است كه اكنون در مقام تعداد آن نيستيم؛ ولى آنچه اكنون لازم است بيان شود اين است كه انسان تا تنبه پيدا نكند كه مسافر است و لازم است از براى او سير و داراى مقصد است و بايد به طرف آن مقصد ناچار حركت كند و حصول مقصد ممكن است، «عزم» براى او حاصل نشود و داراى اراده نگردد. و هر يك از اين امور داراى بيان و شرحى است كه به ذكر آن اگر بپردازيم، به طول انجامد.
و بايد دانست كه از موانع بزرگ اين تيقّظ و بيدارى، كه اسباب نسيانِ مقصد و نسيانِ لزوم سير شود و اراده و عزم را در انسان مىميراند، آن است كه انسان گمان كند وقت براى سير وسيع است؛ اگر امروز حركت به طرف مقصد نكند، فردا مىكند؛ و اگر در اين ماه سفر نكند، ماه ديگر سفر مىكند. و اين حال طول امل و درازى رجا و ظن بقا و اميد حيات و رجاء سعه وقت انسان را از اصل مقصد، كه آخرت است، و لزوم سير به سوى او و لزوم اخذ رفيق و زاد طريق باز مىدارد؛ و انسان به كلّى آخرت را فراموش مىكند و مقصد از ياد انسان مىرود. و خدا نكند كه انسان سفر دور و دراز پرخطرى در پيش داشته باشد و وقت او تنگ باشد و عُدّه و عِدّه براى او خيلى لازم باشد، و هيچ نداشته باشد، و با همه وصف از ياد اصل مقصد بيرون رود. و معلوم است اگر اين نسيان حاصل شد، هيچ در فكر زاد و توشه بر نيايد و لوازم سفر را تهيه نكند؛ و ناچار وقتى سفر پيش آيد، بيچاره شود و در آن سفر افتاده و در بين راه هلاك گردد و راه به جايى نبرد.
فصل [سفر پر خطر آخرت و ضرورت زاد و راحله]
پس اى عزيز، بدانكه يك سفر پرخطر لازمىدر پيش است كه عُدّه و عِدّه آن و زاد و راحله آن علم و عمل نافع است، و وقت سفر معلوم نيست چه وقت است؛ ممكن است وقت خيلى تنگ باشد و فرصت از دست برود. انسان نمىداند چه وقت كوس رحيل مىزنند كه بايد ناچار كوچ كند. اين طول امل كه من و تو داريم، كه از حبّ نفس و مكايد