موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٩ - فصل علاج وسوسه
جاهلان مثل خود آن را براى او در عداد فضائل به شمار آورند. مثلًا از ديانت و قدس و تقواى او تعريف مىكنند كه اين شخص از بس متدين و مقدس است وسواسى شده است! با اينكه وسوسه ربطى به ديانت ندارد، بلكه مخالف دين و از جهل و نفهمى است؛ ولى چون حقيقت امر را به او نگفتند و از او احتراز نكردند و او را سرزنش ننمودند، بلكه از او مدح و ثنا كردند، اين عمل شنيع را تعقيب كرده تا به حد كمال رسانده و خود را ملعبه شيطان و جنود آن قرار داده و از ساحت قدس مقربين دور كرده است.
پس اى عزيز، اكنون كه معلوم شد عقلًا و نقلًا اين وساوس شيطانى است و اين خطرات از عمل ابليس است كه اعمال ما را باطل و دل ما را از حق تعالى منصرف مىكند، و شايد به اين وسوسه در عمل قانع نشود و شاهكار خود را به كار برد و وسوسه در عقايد و ديانت در شما ايجاد كند و به صورت دينْ شما را از دين خدا خارج كند و در مبدأ و معاد مردد نمايد و به شقاوت ابدى برساند، و امثال شما را كه از راه فسق و فجور نمىتواند اغوا كند و به ضلالت بكشاند از طريق عبادات و مناسك پيش آمده اوّل اعمال و افعالى را كه بايد به وسيله آنها به قرب الهى و معراج قرب حق تعالى نائل شد، به كلى ضايع و باطل كرده اسباب بعد از ساحت مقدس ربوبى جلّ شأنه و قرب به ابليس و جنود آن شده، و بالأخره بيم آن است كه با عقايد شما بازى كند، بايد هر طورى شده است و با هر رياضتى است در صدد معالجه آن برآييد.
فصل علاج وسوسه
] بدانكه علاج اين مرض قلبى، كه بيم آن دارد كه انسان را به هلاكت ابدى و شقاوت سرمدى برساند، چون ساير امراض قلبيه با علم نافع و عمل بسى سهل و آسان است.
ولى انسان بايد اوّل خود را مريض بداند، پس از آن خودش در صدد علاج بر مىآيد؛ ولى عيب كار آن است كه شيطان بهطورى مقدمات را براى اين بيچاره مرتب كرده كه خود را مريض نمىداند؛ بلكه ديگران را منحرف از راه و غير مبالى به دين مىداند!