موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣١ - فصل در فضيلت بيدارى شب است
«جابر گويد: شنيدم رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- مىفرمود:" نگرفت خدا ابراهيم را دوست، مگر براى خورانيدن طعام و نماز كردن در شب و حال آن كه مردم خواب بودند"». و اگر نبود براى نماز شب جز اين يك فضيلت كفايت مىكرد، ولى براى اهلش؛ و آن امثال من نيست. ماها نمىدانيم خلعتِ «خِلَّت» چه خلعتى است و دوست گرفتن حق تعالى بندهاى را چه مقامى است؛ تمام عقول عاجز است از تصور آن. تمام بهشتها را اگر به خليل دهند به آنها نظر نكند. تو نيز اگر محبوب عزيزى يا صديق محبوبى داشته باشى و بر تو وارد شود، از هر ناز و نعمتى غفلت كنى و به جمال محبوب و لقاء صديق از آنها مستغنى گردى، با آنكه اين مَثل خيلى بىتناسب و فرق بين المشرقين است.
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إبْراهيمَ- في تفسيره- بِإسْنادِه عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ- عليه السلام- قَالَ: «
ما من عمل حسن يعمله العبد إلا و له ثواب في القرآن إلا صلاة الليل؛ فإن الله لم يبين ثوابها لعظيم خطره عنده، فقال:
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ^ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» [١].
سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند كه فرمود: «نيست عمل نيكويى كه بجا مىآورد آن را بنده مگر اينكه از براى آن ثوابى است در قرآن، به جز نماز شب؛ پس همانا خداوند بيان نفرموده ثواب آن را براى عظمت شأن آن نزد او پس فرموده:
" دور مىكنند پهلوهاى خود را از خوابگاهها؛ مىخوانند پروردگار خود را ترسان و طمعكار؛ و از چيزى كه روزى كرديم آنها را انفاق مىكنند؛ پس نمىداند كسى چيزى كه پنهان شده از براى آنها از روشنى ديده و سرور آن جزاى آنچه را عمل مىكردند"».
آيا اين «قرّة العينى» كه خداى تعالى ذخيره فرموده و مخفى نموده، كه هيچ كس بر آن آگاه نيست، چيست و چه خواهد بود؟ اگر از جنس انهار جاريه و قصور عاليه و نعمتهاى گوناگون بهشتى بود بيان مىفرمود، چنانچه براى ساير اعمال بيان
[١] تفسير القمّي، ج ٢، ص ١٦٨ (با كمى تفاوت)؛ وسائل الشيعة (طبع حجرى)، ج ١، ص ٥١٧، «كتاب الصلاة»، «أبواب بقيّة الصلوات المندوبة»، باب ٤٠، حديث ١٣.