موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٢ - فصل در معنى حبّ و بغض حق تعالى است
پس بايد دانست كه اگر در اين عالم محبت به حق تعالى و اولياى او پيدا كنيم و طوق اطاعت آن ذات مقدس را بر گردن نهيم و وجهه قلب را الهى و ربّانى كنيم، در وقت معاينه عين حقيقت با صورت جميله بر ما ظاهر گردد. و به عكس، اگر وجهه قلب دنيايى شد و از حق منصرف شد، كم كم ممكن است تخم عداوت حق و اوليا در آن كِشته شود، و در وقت معاينه اين عداوت شدت كند و آثار غريبه موحشه از آن بروز كند، چنانچه شنيدى.
پس، از مهمات امور مواظبت به اين امر است كه انسان حالت قلب را الهى كند و وجهه آن را به جانب حق و اولياى او و دار كرامت او متوجه كند، و اين با تفكر در آلاء و نعماى ذات مقدس و مواظبت به اطاعت و عبادت البته حاصل مىشود؛ ولى انسان بايد اعتماد بر نفس و اعمال خود نكند، و در هر حال، خصوصاً در خلوات، با تضرع و زارى از حق تعالى بخواهد كه محبت خودش را در دلش القاء فرمايد و قلبش را به نور معرفت و محبتش روشنى بخشد، و محبت دنيا و غير خودش را از دلش بيرون كند. البته اين دعا در اوّل امر بىمغز و محض لقلقه لسان است، زيرا كه با محبت مفرط به دنيا خواهش زوال آن جداً مشكل است؛ ولى پس از مدتى تفكر و مواظبت و به دل فهماندنِ نتايج حسنه محبةاللَّه و نتايج سيّئه حب دنيا را، اميد است كه حقيقت پيدا كند ان شاءاللَّه.
فصل در معنى حبّ و بغض حق تعالى است
بدانكه نسبت حبّ و بغض و امثال اينها به حق- تعالى شأنه- كه در لسان قرآن و احاديث شريفه وارد شده، به آن معناى متفاهم عرفى نيست؛ زيرا كه لازمه امثال اين صفاتْ انفعال نفسانى است، كه حق تعالى از آن منزه است. و در اين مختصر تفصيل در اين باب مناسب نيست، پس به اشاره اجماليه قناعت مىكنيم: