موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٩ - در بيان رفع استبعاد از آن است كه به عمل حقير ثواب بزرگ دهند
محيط به ملك و ملكوت و واسطه ايجاد سماوات و ارضين بود. پس، حكم كردن به حقارت و كوچكى چيزى به حسب صورت باطنى ملكوتى، فرع علم به عالم ملكوت و بواطن اشياست. و از براى امثال ماها حق اين حكم نيست؛ و ما بايد چشم و گوشمان باز به فرمايشات علماى عالم آخرت، يعنى انبيا و اوليا- عليهم السلام- باشد.
و ديگر آنكه بناى آن عالم بر تفضل و بسط رحمت غير متناهيه حق- جلّ و علا- گذاشته شده است؛ و تفضلات حق تعالى را حد و انتهايى نيست؛ و استبعاد از تفضل جواد على الاطلاق و صاحب رحمت غير متناهيه از كمل جهل و نادانى است. جميع اين نعمتهايى كه به بندگان عنايت فرموده، كه از احصاى آنها، بلكه احصاى كليات آنها، عقول عاجز و سرگردان است، بدون سابقه سؤال و استحقاق بوده؛ پس چه مانعى دارد كه به مجرد تفضل و بدون هيچ سابقه، اضعاف مضاعف اين ثوابها را به بندگان خود عنايت فرمايد. آيا بناى عالمى را كه به نفوذ اراده انسانى قرار داده شده و درباره آن گفته شده: فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ [١] با آنكه اشتهاى انسانى حدّ محدودى و قدر مقدرى ندارد، درباره آن مىتوان اين استبعادات را كرد؟ خداى تبارك و تعالى آن عالم را بهطورى مقرر فرموده و اراده انسانى را طورى قرار داده كه به مجرد اراده هر چه را بخواهد موجود كند، موجود مىكند.
اى عزيز، راجع به اينگونه ثوابها اخبار و احاديث شريفه يكى و دوتا و ده تا نيست كه انسان را مجال انكارى بماند، بلكه فوق حدّ تواتر است. جميع كتب معتبره معتمده احاديث مشحون از اين نحو احاديث است، مثل آن است كه ما به گوش خود از معصومين- عليهم السلام- شنيده باشيم. و طورى نيست كه باب تأويل را انسان مفتوح كند.
پس، اين مطلبى را كه مطابق نصوص متواتره و مصادم با برهان هم نيست، بلكه با يك نحو برهان نيز موافق است، بىسبب انكار كردن از ضعف ايمان و كمال جهالت است. انسان بايد در مقابل فرموده انبياء و اوليا- عليهم السلام- تسليم باشد.
[١] «و هر چه را كه دلها بخواهند و چشمها را خوش آيد در آن است». (الزخرف (٤٣): ٧١)