موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٧ - فصل در بيان علاج غضب در حال اشتعال آن
يعنى «حضرت صادق- عليه السلام- فرمايد: شنيدم پدرم مىفرمود: مرد بياباننشينى خدمت رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- آمد، عرض كرد:" من ساكن باديه هستم؛ تعليم فرما مرا جوامع كَلِم را،" (يعنى چيزى كه كم لفظ و داراى معانى بسيار باشد). پس رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود:" من امر مىكنم تو را كه غضب نكنى." پس شخص اعرابى پرسش خود را سه مرتبه تكرار كرد تا آنكه رجوع به نفس خود كرد و گفت: بعد از اين سؤال نمىكنم از چيزى؛ رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- امر نمىكند مرا مگر به خير». حضرت صادق- عليه السلام- فرمايد: «پدرم مىفرمود:" چه چيز سختتر از غضب است؟ همانا مرد غضب مىكند پس مىكُشد كسى را كه خداوند خون آن را حرام كرده و افترا به محصنه مىبندد"».
پس از آنكه انسان عاقل در حال سكونت نفس و خاموشى غضبْ ملاحظه مفاسد آن و مصالح كظم غيظ را نمود، لازم است بر خود حتم كند كه با هر قيمتى است و با هر رنجى و زحمتى ممكن است اين آتش سوزان و نايره فروزان را از قلب خود فرو نشاند و دل خود را از ظلمت و كدورت آن صافى نمايد. و اين با قدرى اقدام و برخلاف نفس و خواهش آن رفتار نمودن و تدبر نمودن در عواقب امر و نصيحت نمودن نفسْ كارى است بس ممكن. چنانچه تمام اخلاق فاسده ملكات زشت را مىتوان از ساحت نفس خارج كرد، و جميع محاسن و ملكات حسنه را مىتوان در قلب وارد كرد و روح را با آن متحلى نمود.
فصل در بيان علاج غضب در حال اشتعال آن
از براى علاج غضب در حال اشتعال آن نيز علاج علمى و عملى است.
اما علمى، تفكر در اين امور كه ذكر شد، كه آن نيز خود از طرق معالجات عمليه است در اين حال.
اما عملى، پس عمده آن انصراف نفس است در اولِ پيدايش آن؛ چون اين قوه مثل